پرش به محتوا
ایرانپدیا
بارگاه

بارگاه

دَربار سلطنتی یا بارگاه سلطنتی، به‌طور کلی به دربار و کاخ باشکوه یک پادشاهی یا امپراتوری گفته می‌شود.

۱برگ ۱ از ۳واژه

واژه

بار یا بارگاه به معنای پیشگاه و دربار یک پادشاه یا خداوند است. در سرواژهٔ «بارگاه» در لغتنامهٔ دهخدا چنین آمده‌است:

بارگه. خیمه پادشاهان و سلاطین را گویند. (برهان). خانه و خیمه پادشاهان است که لشکر و سپاه و غیره بسلام آیند. (آنندراج). نوعی از خیام مراتب ملوک و سلاطین. (شرفنامه منیری). خیمه سخت بزرگ که بر در خرگاه ملوک و سلاطین زنند. (صحاح الفرس). در زبان عرف بمعنی اتاق پادشاهان است. (شعوری ج ۱ ورق ۱۹۱). خانه و خیمه پادشاهان است که لشکر و سپاه و غیره بسلام آیند و آن معروف است.

جای بار دادن پادشاه. (شرفنامه منیری) (دِمزن). محلی است مخصوص پادشاه که موقع رسیدگی به عرایض مردم در آنجا می‌نشیند. (شعوری ج ۱ ورق ۱۹۱). آنجا که پادشاه به چاکران بار دهد، یعنی بپذیرد. دربار. (دمزن). قصر شاه. (دِمزن). درگاه. (مجموعه مترادفات ص ۵۹). دربخانه. (ایضاً). در خانه. (ایضاً). رزاقخانه بمعنی دربار پادشاه و سلاطین. (ایضاً)

گاه «بارگاه» استعمال شود و مراد آیین بارگاه است. آئین درباری. رسم تشریفات. تشریفات درباری.

۲برگ ۲ از ۳(همچنین

(همچنین بار عام و بار خاص را ببینید.)

در شاهنامهٔ فردوسی «بارگاه» اینگونه به کار رفته‌است:

در این شعر سعدی بر بارگاه و خیمه غیر شاهان نیز اطلاق شده‌است:

در اشعار فردوسی، سعدی، حافظ، مولوی، عطار، نظامی، خاقانی، ناصرخسرو و دیگر شاعران ایرانی نیز واژهٔ «بارگاه» به کار رفته‌است.

لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ «دربار» چنین آورده‌است:

پیشگاه و عرصه و بارگاه پادشاهان و امرا. (ناظم الاطباء). و به عربی حضرهالسلطان و حضرهالامیر گویند. (آنندراج). کاخ شاهی. قصر سلطنتی.

در شاهنامه واژهٔ «دربار» اینگونه آمده‌است:

۳برگ ۳ از ۳