
دخمه زرتشتیان
در این محل دو دخمه وجود دارد که یکی قدیمی تر بنام هانجکی هاتریا (زرتشتی هندی الاصل) و دیگری که جدیدتر می باشد به نام گلستان معروف است
دخمه بعضی از پادشاهان هخامنشی چون داریوش اول و جز او در نقش رستم، درون مقبره است. هر دخمه ای دارای نگهبان بوده که به او «دخمه بان» یا «دخمه گاه» یا «شهر مقابر» می گفته و محل دخمه را «دخمه گاه» یا مقبره مینامیدند.
دخمه زرتشتیان در انتهای جنوبی شهر یزد در حوالی منطقه صفائیه در بالای تپه ای نسبتا مرتفع قرار دارد.
در این محل دو دخمه وجود دارد که یکی قدیمی تر بنام هانجکی هاتریا (زرتشتی هندی الاصل) و دیگری که جدیدتر میباشد به نام گلستان معروف است. در وسط این دو دخمه چاله ای سنگی وجود دارد که زرتشتیان مردگان خود را در آن قرار می داده اند. دخمه گلستان دارای قطر ۲۵ متر و ارتفاع دیوار از سطح تپه ۶ متر است و دخمه هانجکی دارای قطر ۱۵ متر میباشد.
دخمه محلی است که زرتشتیان از دیر باز تا حدود چهل سال پیش، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و سنن مذهبی خود و طی انجام مراسم ویژه در آن مینهادند تا طعمه کرکسهای کوههای اطراف شوند. وسط فضای میان تهی دخمه چاهی وجود دارد که به "استودان" معروف است و استخوانهای به جای مانده از اجساد را داخل آن میریختند.
پس از مدتی و طی مراسمی خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضد عفونی میشد و بار دیگر دخمه مذکور مورد استفاده قرار میگرفت. در حقیقت محوطه داخلی دخمهها مانند گورستانی بود که چندین بار از آن استفاده میشد.
بعد از این که "مانکجی لیمجی هاتریا" معروف به "مانکجی صاحب" به عنوان نماینده «انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران» در حدود ۱۴۰ سال قبل و از طرف پارسیان بمبئی برای بهبود وضع اجتماعی و دینی زرتشتیان به ایران آمد، بعضی از دخمهها تعمیر و نوسازی و دخمههای جدیدتری هم ساخته شدند که مدتی مورد استفاده قرار داشتند. بعدها در تهران از اواسط دهه ۱۳۱۰، در کرمان از دهه ۱۳۲۰ و در یزد از دهه ۱۳۴۰ به بعد دخمه تبدیل به آرامگاه گردید و به کلی فراموش شد.
دخمهها را از خشت خام و گچ بنا میکردند تا مواد آلوده به زمین نرسد. در ساختن دخمه اصولی همچون کوبیدن ۴ میخ بزرگ، ۳۶ میخ متوسط و ۲۶۰ میخ کوچک بر زمین رعایت میشد. صد نخ پنبه را یک ریسمان میکردند و سه بار آن ریسمان را دور تا دور دخمه به گرد این میخها میپیچاندند و اول سروش باج تا ویدوا مروتی میخواندند و هنگام کوبیدن هر میخ یک "یتا اهو" زمزمه میکردند. سپس در میان دخمه مینشستند و ۱۰۰ "اشم وهو" و ۲۰۰ "یتا اهو" میخواندند و ۳۰۰ سنگ کوچک به میان دخمه میانداختند، سپس دخمه را بر روی این مکان بنا میکردند.









