
استان سیستان و بلوچستان
استان سیستان و بَلوچِستان یکی از استانهای ایران است که مرکز آن شهر زاهدان میباشد. این استان در جنوبشرق ایران قرار گرفته است و دومین استان پهناور در ایران پس از استان کرمان بهشمار میآید؛ در آمار سرشماری سال ۱۳۳۵ نام استان بلوچستان و سیستان است اما در سرشماری سال ۱۳۴۵ نام به استان سیستان و بلوچستان تغییر یافته است که نشان میدهد نام «استان بلوچستان و سیستان» در فاصله سال ۳۵ تا ۴۵ به «استان سیستان و بلوچستان» تغییر نام داده شد.
استان سیستان و بلوچستان از شمال به استان خراسان جنوبی، از غرب با استانهای کرمان و هرمزگان، از جنوب به دریای مکران و از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان محدود میشود. سیستان و بلوچستان تنها استانی است که با کشور پاکستان مرز دارد؛ همچنین جنوبیترین و شرقیترین نقاط ایران در این استان پهناور واقع شده است. مهمترین شهرهای استان پس زاهدان بهعنوان مرکز استان، میتوان به زابل در شمال استان، ایرانشهر در مرکز و چابهار در جنوب اشاره کرد. همچنین تنها بندر اقیانوسی کشور، بندر شهید بهشتی واقع در بندرچابهار نیز در این استان واقع شده است.
مهمترین مراکز علمی و آموزشی استان دانشگاه سیستان و بلوچستان (که دانشگاه مادر و قطب علمی منطقه جنوب شرق ایران و یکی از مجهزترین دانشگاههای سراسر کشور)، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، دانشگاه علوم پزشکی زابل و دانشگاه سراوان میباشند. سیستان و بلوچستان، جز ۳ استان برتر کشور در حوضه تولید خرما است. همچنین استان، قطب تولید انواع میوههای گرمسیری به خصوص موز در ایران است.
سیستان و بلوچستان از ظرفیتهای عظیم کریدوری، تجاری، دریایی، گردشگری، کشاورزی و باغداری، صنعتی، ورزشی، علمی، تاریخی و بسیاری دیگر برخوردار است و طی ۵ سال اخیر با سرعت بالایی در حال توسعه و پیشرفت است. بهطور مثال سطح باسوادی در استان، طی پنج الی هفت سال بیش از ۱۰٪ رشد داشته و به ۹۰٪ رسیده است.
زاهدان مرکز استان از طریق راهآهن با میرجاوه و پاکستان ارتباط دارد و از سوی کرمان هم به راهآهن سراسری ایران متصل است. همچنین با بهرهبرداری کامل از راهآهن زاهدان-چابهار از جنوب نیز به اقیانوس متصل خواهد شد. استان سیستان و بلوچستان با داشتن موقعیت راهبردی بازرگانی-ترانزیتی و دارا بودن باغات استوایی و همچنین جاذبههای فراوان تاریخی و طبیعی و نیز صنعت درحال رشد از توانایی و ظرفیت بالایی برای توسعه برخوردار است.
نامشناسی
پیشینه نام استان
در سال ۱۳۲۶ طی تصویب «فرمانداری کل بلوچستان» که هم تراز با واحد استان و شامل استان سیستان و بلوچستان کنونی میشد توسط هیئت وزیران تصویب و از استان هشتم (کرمان و بلوچستان) جدا و ایجاد گشت. ابتدا تصویب شد حوزهٔ بلوچستان مرکب از ۳ فرمانداری تابعه سراوان، ایرانشهر و چابهار به مرکزیت زاهدان تحت نظر یک مأمور عالیرتبه به نام فرماندار کل که هم ردیف با استاندار بود از طرف مرکز (تهران) اداره شود. سپس در پی تغییر مصوبه ماده ۲ زابل از استان نهم جدا و به «فرمانداری کل بلوچستان» الحاق شد و فرمانداری کل بلوچستان تا سال ۱۳۳۶ باقی ماند.
در سال ۱۳۳۶ درپی مصوبه تبدیل واحد فرمانداری کل به استان، فرمانداری کل بلوچستان به استان بلوچستان و سیستان تبدیل شد. در آمار سرشماری سال ۱۳۳۵ نام استان بلوچستان و سیستان است اما در سرشماری سال ۱۳۴۵ نام به استان سیستان و بلوچستان تغییر یافته است که نشان میدهد نام «استان بلوچستان و سیستان» در فاصله سال ۳۵ تا ۴۵ به «استان سیستان و بلوچستان» تغییر نام داده شد.
نامگذاری
سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده است. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد و سرزمین بلوچستان امروزی که ناحیه جنوبی استان را تشکیل میدهد.
نامگذاری سیستان
سرزمین سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که " اهورامزدا " آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی میباشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت دادهاند. نام سیستان از نام اقوام آریایی " سکا " اخذ شده است. " سکاها " در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار یافتهاند." نیمروز " نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطورهای ایران چون زال، سام و رستم نسبت دادهاند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی بهشمار میآمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند. اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، " یعقوب لیث " صفاری بود. بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هریک، مدتی در این سرزمین فرمان راندهاند که تغییریافتهٔ سجستان یا سکستان است به «معنای سرزمین قوم سکا» است. قوم سکا نزدیک ۲۵۰۰ سال پ.م. به حاشیهٔ رودخانهٔ هیرمند آمدند. پس از یورش سکاها به این منطقه، نام پیشین زرنج یا زرنگ به سکستان تغییر یافت.
نامگذاری بلوچستان (مکران)
منطقهٔ بلوچستان در قدیم به نام ماکا، ایالت چهاردهم ایران در دوران امپراطوری هخامنشی بوده است که سپس در دوران پسین به مکران، تبدیل و احتمال میرود که پس از تسخیر توسط نادرشاه افشار (۱۱۶۰–۱۱۰۰ ه.ق) این ناحیه به بلوچستان تبدیل شده است.
فردوسی در شاهنامه به مکران اشاره کرده است هنگامی که فرماندهٔ سپاه قوم کوچ وبلوچ به نام اشکش به مکران میرود:
پس گستهم اشکش تیز گوش /که بازور و دل بود و با مغز و هوش
' 'سپاهش زگردان کوچ و بلوچ /سگالیده جنگ و برآورده خوج
کسی درجهان پشت ایشان ندید/برهنه یک انگشت ایشان ندید
' 'درفشی برآورده پیکر پلنگ /همی از درفشش بیارید جنگ
چو آگاه شد اشکش آمد براه/ ابا لشکری ساخته پیش شاه
همه تیز و مکران بیاراستنند/زهرجای رامشگران خواستند
پیشینه
پیش از اسلام
در شهرستان سراوان، تپهای سنگی وجود دارد که مردم محلی از قدیم به آن کوه مهرگان میگویند و از اجداد خود نقل میکنند که در روزهای معین مردمی بالای این تپه آتش میافروختند و مراسم نیایش اهورامزدا به جای میآوردند. در محدوده آن نیز سنگ نگارههایی یافت میشود که مربوط به دوران شکار و پیش از پیدایش زبان میباشد. بیشتر آثار تاریخی پیش از اسلام از بین رفتهاند و تنها خرابههایی از آن برجا مانده است.
سیستان و بلوچستان از دو ناحیه سیستان (زابل، هیرمند، نیمروز، شهرستان زهک) و بلوچستان (سرحد و مکران - سرحد شامل زاهدان، خاش، میرجاوه، تفتان، نیمی از سراوان و توابعشان، مکران شامل نیم دیگر سراوان، نیکشهر، ایرانشهر تا چابهار) تشکیل شده است. سرزمین اساطیری سیستان که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. سیستان همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی میباشد.
تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت دادهاند. د. «نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطورهای ایران چون زال، سام و رستم نسبت دادهاند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی بهشمار میآمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.
اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. همچنین یعقوب لیث صفاری پس از شکست اعراب، زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی کشور اعلام کرد بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یک، مدتی در این سرزمین فرمان راندهاند.
سرزمین سیستان دارای مکانهای باستانی و دیدنی فراوانیست مانند کوه خواجه که نام دیگر آن به زبان پهلوی (اوشیدا) است و به معنای کوه ابدی است. این کوه تنها بلندی دشت سیستان است و مورد تقدس زرتشتیان هم قرار دارد زیرا آنان بر این باورند که پیامبر دین زرتشت از آنجا ظهور میکند. در کوه خواجه آثاری از سلسلههای اشکانیان، ساسانیان و حکومتهای اسلامی بعد از آنها برجا مانده است.
سرزمین مکران که یونانیها آن را «گدروزیا» نامیدهاند. در زمان قدیم در سرزمین مکران باتلاق بسیار وجود داشت و «اراینا» یا «ایرینا» در زبان سانسکریت به معنی باتلاق است و برخی معتقدند از ترکیب این کلمه با کلمه «مکا» کلمهای پدید آمد که به مرور زمان به مکران تبدیل شد.
در فرهنگ معین دربارهٔ قوم بلوچ آمده است: «قومی صحرانشین و مقیم مکران، طایفههای خارجی در آن ناحیه بهنسبت نفوذ نکرده و ایشان در برابر بیگانگان مقاومت نمودهاند. آنان زبان خاص خود را دارند که به مکرانی معروف است در تپههای مکران آثاری به دست آمده است که تاریخ این سرزمین را به سه هزار سال پیش از میلاد میرساند.
در زمان خلافت خلیفه دوم، این سرزمین به وسیله عربها فتح و یکی از سرداران عرب به عنوان حاکم آن منصوب شد، ولی در اثر مخالفتها و جنگهای مردم مکران با وی، سرانجام این سرزمین را ترک کرد. در سال ۳۰۴ هجری قمری، سرزمین مکران به وسیله دیلمیان فتح گردید.
در زمان حکومت سلجوقیان در کرمان، منطقه مکران نیز توسط آنها اشغال و تابع کرمان شد بعد از حکومت نادر، مکران اسماً جزو ایران بود، اما حکومت مرکزی تسلط کاملی بر آن نداشت.
جنگ جهانی اول
در نخستین روز اکتبر سال ۱۸۷۷ ژنرال ریجنالد ادوارد هری دایر به بهانه همکاری سرداران بلوچ با قوای آلمانی به بلوچستان حمله کرد. هنگامی که کمپانی هند شرقی بر هند و پاکستان امروزی مسلط شد و منطقه کلات و بلوچستان پاکستان به تصرف انگلیسیها درآمد، سرداران بلوچ برای اهداف استعماری انگلیس مانعتراشی میکردند. آنها با حمله به کاروان انگلیسیها مانع حضور انگلیس در سرحد بلوچستان شده بودند. در این زمان انگلیس به فکر کشیدن خط آهن به بلوچستان ایران بود. مهمترین سرداران بلوچ که با انگلیسیها جنگیدند سردار جمعه خان اسماعیل زهی، سردار خلیل خان گمشادزهی در منطقه گشت و سردار جنیدخان یار احمد زهی بودند. جنگهای این سرداران بلوچ با قوای انگلیس منجر به کشته شدن بسیاری از نیروهای انگلیسی شد در نبردی که بین نیروهای جمعه خان با انگلیس در شمال زاهدان کنونی روی داد بیش از ۷۰ انگلیسی کشته شدند. در نبرد دره نالک در نزدیکی روستای سنگان نیز بیش از ۳۳۰ انگلیسی به قتل رسیدند.
پهلوی
در مارس ۱۹۲۴، کنترل قبایل بخش سرحد بلوچستان (که از زمان اشغال این سرزمین در سالهای جنگ جهانی اول در دوران دایر به دست بریتانیا از کمکهای مالی متعارف بریتانیا برخوردار بودند) رسماً از بریتانیا به حکومت ایران که این پرداختها را ادامه داد واگذار شد. ایرانیان در حفظ این تعهد ناکام ماندند و در تابستان ۱۹۲۵ و دوباره در ۱۹۲۶ ناآرامی در سرحد بروز کرد که تا حدی ناشی از شیوههای متکی بر قدرت نظامی بود که مقامات نظامی به کار گرفته بودند و تا حدی ناشی از از دست رفتن کمکهای مالی. این ناآرامیها پس از این که حکومت ایران اطمینان بخشی کرد بدون درگیری جدی فروخفت.
در سال ۱۹۲۸/۱۳۰۷، حکومت جدید پهلوی به حد کافی تثبیت شده بود تا توجهش را معطوف بلوچستان کند. دوست محمد خان از فرمانبرداری سرباز زد و به شبکه ای از همپیمانان که در جنوب این ولایت در جنوب سرحد ساخته بود اتکا کرد. با این حال به محض این که ارتش ن رضاشاه به فرماندهی سپهبد امانالله جهانبانی به منطقه رسیدند این ائتلاف از هم پاشید. تنها نیرویی نسبتاً کوچک و همپیمانان اندکی برای دوست محمد خان باقی ماند. ارتش ایران برای شکست دادن او با دشواری اندکی رو به رو شد. اتحاد سیاسی بلوچها بار دیگر بسیار شکننده از آب درآمد.
دوست محمد نهایتاً تسلیم شد و به شرط زندگی در تهران مورد عفو قرار گرفت. پس از یک سال او در یک سفر برای شکار فرار کرد. او در زمان مناسب بار دیگر گرفتار شد، و به خاطر کشتن نگهبانش در جریان فرار به خاطر قتل به دار آویخته شد. در این حین خانواده بارکزی به قلمروی بریتانیا پناه جستند و اعضای ارشد آن خانواده اجازه یافتند تا هر زمان بخواهند در آنجا بمانند. ایرانیان به حکومت از طریق حکام محلی ادامه دادند.
آنان جان محمد بلودی را به عنوان سردار قصرقند، و محراب خان بزرگ زاده را به عنوان سردارد جالق به رسمیت شناختند و املاکی که دوست محمد خان از او گرفته بود به او بازگردانند. محمدشاه میرمرادزهی را نیز به عنوان سردار سیب و شهباز خان بزرگ زاده را به عنوان سردار دزک به رسمیت شناختند.
پس از لشکرکشی جهانبانی، بلوچستان زیر نظر حکومت مرکزی ایران اداره میشود و حکومتِ سرداران و خوانین بومی، به پایان میرسد. امانالله جهانبانی خاطرات خود را در این مورد در کتابهایی با عنوان عملیات قشون در بلوچستانُ و در کتابی دیگربه نام سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن منتشر کرده است.
بروز دورههای متناوب ناآرامی در بلوچستان در سراسر باقی مانده حکومت رضاشاه ادامه یافت. این ناآرامی ناشی از چند عامل بودند، از جمله سرسختی و فساد مقامات ایرانی، و این که بلوچها نمیتوانستند درک کنند چرا مقامات ایرانی باید در امور آنها دخالت کنند. نمونههای عمده این قیام جمعه خان اسماعیل زهی در سرحد در سال ۱۹۳۱ بود که سرکوب و به شیراز تبعید شد، و شورش شماری از قبایل در کوهک در سال ۱۹۳۸ که تقاضا داشتند تعرفه گمرکی بر دامهایشان کاهش یابد. در این شورش ۷۴ تن به دستور سرتیب البرز تیرباران شدند.
بدون اشاره به برده داری که مدتها پس از ممنوعیت بینالمللی اش اجازه داده شده بود در بلوچستان (مشابه دیگر بخشهای خلیج فارس) ادامه یابد نمیتوان گزارش کاملی از این دوره ارائه داد. در میانه قرن سیزدهم هجری/نوزدهم میلادی در امتداد ساحل مکران به نظر میرسد تجارت صادرات و نیز واردات برده جریان داشته است. افراد قبایلی بلوچ (احتمالا متعلق به گروههای منفوری چون میدها) در جریان یورشها در کرانه ساحل دستگیر و به تجار فروخته میشدند. آنها را به سکونتگاههای منزوی ساحلی غربی چون گالاگ و سادیچ منتقل میکردند.
مشخص نیست تا چه زمانی بردههای آفریقایی همچنان به مکران وارد میشدند. گوادر و چابهار از توافق بریتانیا و عمان و برای محدودسازی تجارت برده در سال ۱۸۳۹ که پسنی را به عنوان حد مرزی ممنوعینت تعیین میکرد معاف بودند. افراد عشایری بلوچ تا دهه ۱۹۶۰ از ممنوع شدن برده داری خشمگین بودند. بین دهه ۱۸۸۰ تا ۱۹۳۰ در موارد متعدد افراد عشایری ریند در مند بر سر تلاشهای بریتانیا برای محدود کردن استفاده آنان از برده مشکل ایجاد کردند.
برده داری در سال ۱۹۲۹ رسماً در بلوچستان ایران ممنوع شد ولی وضعیت بردههای سیاهپوست در غرب مکران تا نیمه دوم قرن بیستم تغییر چندانی نکرد.
جمهوری اسلامی
برای اولین بار در تاریخ استان سیستان و بلوچستان، منصور بیجار به عنوان "اولین استاندار بومی و بلوچ و سنی مذهب" در آبان ۱۴۰۳، استاندار این استان شد.
تعداد تختهای بیمارستانی در استان سیستان و بلوچستان، از ۵۱۵ تخت در دوره پهلوی، به ۳۷۰۰ تخت در سال ۱۴۰۴ رسید؛ که به معنی رشد ۸ برابری (۷۱۸٪) درصدی است.
در در شهریور ۱۳۹۲، حلیمه عالی، نمایندهٔ زابل در مجلس ایران دربارهٔ افزایش یافتن مهاجرت از استان سیستان و بلوچستان بهدلیل خشکسالی، هشدار داد و از دولت جمهوری اسلامی ایران درخواست کرد که به زندهکردن دریاچه هامون بپردازد. تالاب بینالمللی هامون در این دوران، خشک شده بود و طوفان شن و گرد و غبار تشدید شد.
گزارشی در بهمن ۱۳۹۲ در بیبیسی فارسی، نوشت «سیستان و بلوچستان سرزمین پهناور و بهنسبت فراموش شدهای است که همواره در صدر جدول شاخصهای توسعهنیافتگی و محرومیتها پدیدار میشود، یا کشتارهای مقطعی گروهای خشونتگرا نظر را بسوی آن جلب میکند». تا این سال، برپایهٔ واپسین بررسی مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان، کمترین در سطح ایران بوده است. یک سال پیش از این، وجود داشتن منابع بزرگ انرژی در سواحل دریای بلوچستان، تأیید شده بود.
در این گزارش گفته شد که اندک طرحهای عمرانی و صنعتی این استان، پیشرفت فیزیکی بیشتر از چهل درصد تجربه نکردهاند و بهطور معمول بیشتر آنان به جز برنامههای نظامی یا امنیتی، نیمهکاره رها میشدهاند. حتی در تاریخ نوشتن این گزارش، بلوچستان تنها استان ایران بوده است که گاز شهری نداشته است. گزارش مربوطه در این سال، ۱۳۹۲، میگفت که بسیاری از کشاورزان استان، با مشکل تأمین گذران زندگی و ارتزاق روبرو شده بودند. در ادامه، اعلام شد که فقر در پیرامون شهرها و بهویژه منطقههای روستایی در بلوچستان «بیداد میکند».
این گزارش همچنین دولت جمهوری اسلامی ایران را به تبعیض متهم میکرد. این گزارش ادامه داد که در این دوره، بر پایه واپسین پژوهش وزارت بهداشت ایران، تهران و گیلان بالاترین و سیستان و بلوچستان دارای پایینترین سن امید به زندگی در این کشور بودهاند.
در سال ۱۳۹۷، گزارشی در رادیو فردا فقر گسترده در این استان را به عنوان یکی از محرکههای پیوستن قشرهای ضعیف جامعه به «بسیج عشایری» دانست و نوشت «تبعیض و فقر دامنهدار در منطقه بلوچستان دو علت ریشهای مشکلاتی هستند که عواقب امنیتی فراوانی را به وجود آوردهاند». اما پیش از این، در فروردین ۱۳۹۳، استاندار سیستان و بلوچستان گفت: «هیچ تبعیضی بین زن و مرد و اقوام و مذاهب استان سیستان و بلوچستان وجود ندارد و فقط شایستهسالاری مدنظر است».
اعتراضات ۱۳۹۹ سیستان و بلوچستان رخداد قابل توجه دیگر در این دوره است. این اعتراضات از روز ۴ اسفند در جنوب شرق ایران، آغاز شد و در شهرهای دیگری همچون سراوان، ایرانشهر، قلعه بید، شورو، زاهدان، سرجنگل، خاش و میرجاوه گسترش پیدا کرد. در سال ۱۳۹۹ کشتن سوختبران و افراد معترض در سیستان و بلوچستان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی رخ داد که در نمونهای توسط آمریکا، محکوم شد. صدای آمریکا نیز در سهشنبه ۵ اسفند همین سال، بر پایهٔ ویدئوهای فرستادهشده و روایتهای پخششده در شبکههای اجتماعی گزارش کرد که جمعی از شهروندان سراوان به دنبال آنچه که «کشته شدن چندین سوختبر توسط شلیک مستقیم مأموران سپاه پاسداران گزارش شده است، در مقابل ساختمان فرمانداری این شهرستان تجمع کردند».
خبرگزاری تسنیم در تیر ۱۴۰۰ گزارشی منتشر کرد که میگفت سیستان و بلوچستان در پایین جدول شمار و شاخص تختهای بیمارستانی است و «دولتیها وضعیت فاجعهبار را عادی جلوه میدهند».
جغرافیا
استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود ۱۸۰٬۷۲۶ کیلومتر مربع، پس از استان کرمان دومین استان پهناور ایران میباشد، که با قرار گرفتن در بین ۲۵ درجه و ۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ۵۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کمتراکمترین استانهای ایران است.
استان سیستان و بلوچستان از شمال به استان خراسان جنوبی و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای مکران و از مغرب به استانهای کرمان و هرمزگان محدود میشود. سیستان و بلوچستان ۱۱۰۰ کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با دریای مکران دارد و تنها استان ایران است که با پاکستان مرز مشترک دارد و همچنین بهدلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است
سیستان در شمال استان، برآمده از آبرفتهای رودخانه هیرمند، که بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان در مواقع پرآبی را در خویش جای داده است. کوه خواجه تنها پشتهٔ بلندی میباشد که در شمال استان خود نمایی نموده و نزد اهالی از قداستی خاص برخوردار است. دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از ۶۵ میلیمتر را در سال دریافت میکند و میزان تبخیر در آن به بیش از ۵۰۰۰ میلیمتر میرسد. این شرایط در مجموع باعث خشکی فیزیکی شدید محیط بوده و در سالهایی که میزان ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش مییابد، خشکسالیهای مخرب توسعه پیدا میکند. شریان حیاتی منطقه یعنی هیرمند نوسانات سالیانه قابل ملاحظهای را نشان میدهد. وزش بادهای صد و بیست روزه که از اواخر بهار تا پایان تابستان میوزد در تشدید خشکی محیط مؤثر است.
بلوچستان دارای وسعت زیاد و آب و هوای متنوع و در برخی از مناطق دارای طبیعتی کوهستانی میباشد. مناطق جنوبی بلوچستان (مکران) با توجه به مجاورت با دریای مکران و بهرهگیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصههای اساسی اقلیم منطقه است. با توجه به پایین بودن بارش و عدم وجود منابع برفی کوهستانی بیشتر جریانهای رودخانهای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از بلوچستان منابع محدود آبهای زیر زمینی تنها منبع تأمین آب بهشمار میآیند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با ۳۹۴۱ متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آورده است. با توجه به دوره آماری ۱۳۷۵–۱۳۵۹ میانگین بارش سالیانه استان ۱۳۹/۸ میلیمتر و میانگین دمای سالیانه ۲۲/۶ درجه سانتی گراد، میباشد.
آب و هوا
استان سیستان و بلوچستان از لحاظ طبقهبندی اقلیمی درناحیه اقلیمی بیابانی و خشک میباشد.
در یک تقسیمبندی کلی میتوان گفت مناطق ایرانشهر، زابل و باهوکلات، آب و هوای بیابانی و مناطق زاهدان، خاش، سراوان و چابهار، آب و هوای نیمه بیابانی و ناحیه کوهستانی بم پشت در جنوب سراوان و امتداد آن به طرف مشرق تا کوههای بشاگرد، آب و هوای نیمه بیابانی معتدل دارند. اقلیم مشرق ارتفاعات و فلاتهای مرتفع و کم وسعت میان آن، نیمه بیابانی با زمستانهای سرد است.
میزان نزولات در مناطق مختلف معمولاً بین ۱۳۰–۷۰ میلیمتر میباشد. در سال بارندگی گاه موجب ایجاد سیل و خسارت شدید میگردد ولی در صورت مهار سیلابها امکان توسعه کشت افزایش مییابد.
در تابستان حداکثر حرارت شهرستانهای ایرانشهر و زابل به ۵۰ درجه سانتیگراد میرسد. شهرستانهای دیگر حرارت پائینتری دارند. حداقل درجه حرارت زمستان در زاهدان و خاش معمولاً ۸–۷ درجه سانتیگراد زیر صفر و هر چند سال یکبار تا ۱۸- درجه سانتیگراد نیز نزول میکند. زاهدان سردترین و ایرانشهر گرمترین شهرهای استان است. در نواحی جنوبی و ساحلی استان یعنی تا شعاع حدود ۱۵۰ کیلومتری از ساحل دریا در زمستان درجه حرارت شب و روز بین ۲۵–۱۰ در جه سانتیگراد متغیر بوده و این ویژگی همراه با رطوبت نسبی ۹۵–۵۰ درصد در طول سال استعداد فراوان تولید محصولات گرمسیری و سبزیجات غیر فصل را فراهم نموده است. همچنین این نوسانات رطوبت و وجود بادهای موسمی همچون بادهای معروف به صد و بیست روزه و باد هفتم یا گاوکش و ریزش جوی و اختلاف دما در ۲۴ ساعت به استثنای نواحی معتدل سواحل دریای مکران شرایط خاص اقلیمی، پوشش گیاهی و جانوری مناظر بدیعی را به وجود آورده است.
زمینشناسی
زیرپهنه مکران
زیرپهنه مکران شامل کوههای خاوری - باختری است که از جنوب گودال جازموریان تا ساحل دریای عمان را زیرپوشش دارد. در زیر پهنه مکران – همانند زیر پهنه زاهدان – خاش – سراوان، پی سنگ ناحیه از نوع پوستههای اقیانوسی است که با توالی ضخیمی از رسوبات شبه فلیشی کرتاسه بالائی- الیگوسن و ردیفهای مولاسی میوسن- پلیوسن پوشیده شده است. در یک راستای شمال به جنوب سن سنگها کاهش مییابد. در حاشیه شمالی مکران مجموعههای افیولیتی کرتاسه بالو در حاشیه دریای عمان ردیفهای سست و کم سیمان مولاس پلیوسن و پادگانههای دریایی کواترنر قرار دارند. با توجه به پراکنش واحدهای سنگی چنین بهنظر میرسد که از زمان کرتاسه به بعد- به لحاظ گوناگون- دریا به سمت جنوب عقب نشسته و رسوبهای جوانتری از خود برجای گذاشته است. از نگاه ساختاری زیر پهنه مکران مجموعهای از منشورهای فزاینده است که در شکلگیری آن فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به سمت شمال (زیرمکران) نقش اساسی داشته است. به همین لحاظ ساختارها روند خاوری- باختری دارند و بهطور عموم محدود به گسلهای راندگی طولی با شیب به سمت شمال - شمال خاور هستند. پدیده فرو رانش عمان به زیرمکران هنوز پایا است به همین دلیل ویژگیهای زمینشناسی مکران بسیار شاخص بوده و مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران دانش زمینشناسی است.
زیرپهنه جازموریان
یک فرونشست تکتونیکی است که در جنوب آتشفشان بزمان و شمال کوههای بشاگرد و همچنین ارتفاعات خاور ایرانشهر حاوی رسوبهای سیلتی- رسی که بر این فرونشست تخلیه میشوند. به همین رو بخش بیشتر فرونشست جازموریان با نهشتههای آبرفتی جوان پوشیده شدهاند. در حاشیه جنوبی از نوع برخان است.
از نگاه زمینشناسی، در گذشته جازموریان حاشیه جنوبی بلوک صحرائی لوت تصور میشد ولی بررسیهای ژئوفیزیک هوائی نشانگر آن است که در این ناحیه پی سنگ از نوع پوسته اقیانوسی است و لذا به نظر میرسد که فرونشست جازموریان به واقع گودال پیش کمانی منشورهای فزاینده مکران است. چنین فرونشستهایی در بسیاری از زونهای فرورانش دنیا وجود دارد که گاه دارای ذخایر هیدروکربور در خور توجهاند.
محیط زیست
گونههای جانوری
وجود مناطق بکر و گونههای کمیاب و منحصر به فرد در این استان، نظر جانورشناسان و علاقهمندان به طبیعت را به خود جلب کرده است. صدها گونه جانوری شامل ۳۴۰ گونه پرنده، ۶۴ گونه پستاندار و حدود ۱۱۰ گونه خزنده و دوزیست به همراه صدها گونه ماهیان آب شیرین و شور در این استان گزارش و شناسایی شده است. درحال حاضر گونههای جانوری از قبیل خرس سیاه آسیایی (به بلوچی مم)، پلنگ ایرانی، گربه شنی، سنجاب بلوچی، قوچ و میش، کل و بز و جبیر به همراه پستانداران دریایی و پرندگانی همچون عقاب، شاهینها، هوبره، پلیکان خاکستری، زاغ بور و خزندگانی چون تمساح پوزه کوتاه ایرانی (به بلوچی گاندو)، لاکپشتهای خشکزی و آبزی به همراه بزمجه بنگال از جانوران بومی این استان هستند.
مناطق حفاظتشده
زیستگاههای گونههای جانوری و گیاهی استان در قالب ۱۱ منطقه حفاظت شده توسط محیط بانان محافظت دائم میشود و بیش از یک میلیون و ۳۴۴ هزار و ۳۷۵ هکتار معادل ۷۳ درصد از کل مساحت سیستان و بلوچستان منطقه حفاظت شده است. به منظور حفاظت از گونههای زیستی جانوری و گیاهی سیستان و بلوچستان طرح مناطق چهارگانه حفاظت شده زیر نظر اداره کل حفاظت محیط زیست استان به اجرا درآمده است.
مناطق چهارگانه حفاظت شده استان شامل پناهگاههای حیات وحش با وسعت بیش از ۷۵۸ هزار هکتار، مناطق حفاظت شده جنگلی با وسعت ۱۲۶ هزار و ۳۶۵ هکتار، مناطق شکار ممنوع با وسعت نزدیک به ۴۶۰ هزار هکتار و آثار طبیعی ملی با وسعت ۱۰ هکتار میشود.
مناطق حفاظت شده گاندو، جنگلی شیله، جنگلی بیرک و جنگلی پوزک، مناطق شکار ممنوع بزمان، بلبل آب نصرت آباد، مک سرخ و پزم، پناهگاه حیات وحش هامون، آثار طبیعی و ملی تفتان و پیرگل خاش ۱۱ منطقه حفاظت شده استان را تشکیل میدهد. تمساح پوزه کوتاه، سنجاب بلوچی، خرس سیاه، بز، قوچ، میش، جبیر، آهو و گربه جنگلی از شاخصترین گونههای پستانداران و جیرفتی، دراج، زاغ بور، گیلانشاه خالدار، پلیکان خاکستری، بحری، بالابان، هما، عقاب طلایی و عقاب ماهیگیر از مهمترین گونههای پرندگان شناسایی شده در مناطق حفاظت شده سیستان و بلوچستان هستند.
تمساح پوزه کوتاه (به بلوچی گاندو) نیز در محدوده جنوب بلوچستان و رودخانه سرباز و همچنین در کشور هند یافت میشود. همچنین بر اساس شواهد به دست آمده، یکی از زیستگاههای پلنگ ایرانی در ارتفاعات منطقه حفاظت شده بیرک در اطراف شهرستان سراوان است که توسط کارشناسان محیط زیست تصویربرداری شد.
منابع طبیعی
بزرگی استان و گوناگونی آب و هوایی، باعث بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده است. جنگلهای حرا در گواتر بلوچستان، انجیر معابد از گونههای گیاهی این استان هستند. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان معادل ۱۰٬۲۵۰٬۰۰۰ هکتار را مراتع دربرگرفته است که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر میباشد. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی میباشد شناخته شده است. ازجمله میتوان گونههای کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگلهای استان که بیشتر نیمه متراکم و کمتراکم هستند، نزدیک به یک میلیون هکتار میباشد. همچنین نزدیک ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شنزار دربر گرفته است.
سیستان و بلوچستان، «رنگینکمان معادن کشور» دانسته شده است. در بهمن ۱۳۹۹ از ساخت کارخانههای فرآوری طلا در بزمان، میرجاوه و تفتان خبر داده شد.
طلا، مس، آنتیموان، منگنز، تیتانیوم و دهها گونهٔ دیگر ازجمله کرومیت، آهن، تالک، منیزیت، گلسفید، آنتیموان، فلدسپات خاک صنعتی، نیکل، کائولن، سیلیس و سنگهای ساختمانی بهویژه گرانیت، این استان را از دید منابع طبیعی، توانمند میسازند. در سال ۱۳۹۹ اعلام شد که ذخیره مواد معدنی کشفی در این زمان در سیستان و بلوچستان، یک هزار و ۱۲۶ میلیون تن بوده است که ۷۶۳ میلیون تن از آن درحال بهرهبرداری و ۳۶۳ میلیون تن، تنها شناسایی شده بود که آنان نیز دارای امکان بهرهبرداری بودهاند. همچنین اعلام شد که کشف معدنهای جدید نیز با توجه به ظرفیت استان، همواره ادامه دارد. جایگیری سیستان و بلوچستان در کمربند فلزایی و معدنی کره زمین که از یوگسلاوی تا پاکستان ادامه مییابد و داشتن معادن بهنسبت غنی گشوده و ناگشودهٔ فلزی و سهم داشتن بالای این استان از برخورداری از چنین معدنهایی، بهعنوان تواناییهای استان شناخته میشوند.
تقسیمات کشوری
استان سیستان و بلوچستان از ۲۶ شهرستان، ۶۸ بخش و ۵۷ شهر ساخته شده است:
جمعیتشناسی
جمعیت
جمعیت استان سیستان و بلوچستان، در سرشماری سال ۱۳۹۵، برابر با ۲٬۷۷۵٬۰۱۴ نفر بوده است. همچنین این استان، دارای جوانترین جمعیت در بین استانهای کشور است.
اقوام و مذهب
مردم استان سیستان و بلوچستان از قومیتهای سیستانی و بلوچ و اقلیتی از کردها میباشند. سیستانیها به زبان فارسی با گویش سیستانی حرف میزنند و عموماً پیرو دین اسلام و مذهب تشیع میباشند و بلوچها به زبان بلوچی صحبت میکنند و عموما پیرو اسلام و مذهب تسنن میباشند هرچند اقلیتی از بلوچ های شیعه مذهب نیز عمدتا در غرب استان (ایرانشهر، دلگان و بزمان و بمپور) حضور دارند. سیستان و بلوچستان به همراه استانهای کردستان، گلستان، آذربایجان غربی و منطقه تالش گیلان از مراکز تجمع اهلسنت در ایران میباشد. سیستان شامل زابل و هامون و هیرمند و نیمروز و زهک است. و بلوچستان شامل دو منطقه سرحد و مکران است که شهرستانهای زاهدان، خاش و میرجاوه، تفتان نیز جزو مناطق سرحد امروزی میباشند و مکران دربرگیرنده بقیه شهرها از سراوان ایرانشهر تا چابهار میباشد.
البته بخش بزرگی از سیستان و بلوچستان طی قرارداد گلدسمید در دوره قاجار از ایران جدا شد و تا مدتها به نام "بلوچستان انگلیس" شناخته میشد، اما اکنون به عنوان ایالت بلوچستان، بخشی از پاکستان است.
نظرسنجی سال ۱۳۸۹
در پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ انجام شد و برپایه یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونهگیری شد در این استان به قرار زیر بود:
زبان
زبان بلوچی
زبان بلوچی از زبانهای ایرانی شمالباختری است و با زبانهای تاتی، کردی، گیلکی و تالشی نزدیکی زیادی دارد. بلوچی بیشتر رابطه نزدیکی با زبان پارتی تا زبان پارسی میانه دارد برای همین به نظر میرسد گویشوران این زبان در گذشتهٔ دور از نواحی شمالیِ ایران امروزی به بلوچستان کنونی کوچیده باشند. سخنگویان بلوچی احتمالاً نخست در کرانه دریای مازندران میزیستند و در حدود سده چهارم هجری به مناطقی که اکنون هستند مهاجرت کردهاند.
بسیاری از واژگان آن از واژههای پارسی باستان است و گونه اتصال آن و بیان آن با زبان فارسی امروزه فرق دارد. زبان شناسان آن را در رده زبانهای پارتی در ایران باستان (فارسی پهلوی) قرار میدهند که خویشاوندی نزدیکی به کردی، گیلکی و تاتی دارد.
پژوهشگران با مطالعه زبان بلوچی و لهجههای آن چندین تقسیمبندی ارائه کردهاند. ویلهلم گایگر زبان بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروههای شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروههای شمالی و جنوبی تقسیم کرد. گایگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجهها به این واقعیت اشاره میکند که بلوچی جنوبی به میزان بالایی از زبانهای هندی همسایه لغت اقتباس میکند درحالیکه بلوچی شمالی بیشتر دارای لغات اقتباس شده با ریشه فارسی میباشد. (ترجمه و نقل از جهانی (۸۹)
یکی دیگر از محققان لهجههای بلوچی «سر جرج گریرسون» میباشد. او لهجههای بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه میباشد و آنها را بر اساس منطقه عمدهای که در آن صحبت میشوند، لهجه کراچی karلči، کیچی kیči و پنجگوری panjguri نامید.
جوزف الفنبین در کتاب «زبان بلوچی، لهجهشناسی با متن» زبان بلوچی را به شش لهجه تقسیم میکند که عبارتند از: لهجههای تپههای شرقی، لهجه رخشان، پنجگوری، لهجه سراوان، لهجه کیچی، لهجه لتونی (لاشاری) و لهجههای ساحلی.
ایلهای بلوچ و سیستانی بسیاری در سراسر استان یافت میشوند که ریشه هر یک از آنها متفاوت میباشد. یکی از این ایلها، ایل داورپسند میباشد که ریشه در شمالغرب ایران دارد و از شهرستان پیرانشهر به بلوچستان آمدهاند.
گویش سیستانی
گویش سیستانی یکی از گویشهای مهم زبان فارسی است که مردم سیستان بدان تکلم میکنند. این گویش هماکنون به صورت عمده در منطقه استان سیستان و بلوچستان (زاهدان، زهک، هیرمند، نیمروز، زابل)، دشت گرگان استان گلستان، استان خراسان جنوبی (نهبندان و سربیشه) و خراسان رضوی در ایران، نیمروز و فراه، زابل، قندهار، هرات در افغانستان.
این گویش از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن با لهجههای مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژههای مشترک بسیار با بلوچی دارد.
گویش سیستانی از گویشهای زبان فارسی و وابسته به زبانهای ایرانی غربی و از شاخه جنوبی آن است که به گروه زبانهای هندوایرانی تعلق دارند. محمد معین در مقدمه کتاب برهان قاطع، گویشهای سگزی و زاولی را زیرمجموعه زبانهای ایرانی قید کرده است.
زیرساختهای استان
ترابری
جادهها و ترابری همگانی
طول سه کریدور اصلی سیستان و بلوچستان ۱٬۵۹۷ کیلومتر است که تاکنون ۶۷۱ کیلومتر آن تبدیل به بزرگراه شده و عملیات اجرایی ساخت باند دوم در ۴۹۱ کیلومتر آن نیز در دست اجراست. در ۵ سال اخیر و بخصوص از سال ۱۴۰۰ به بعد سرعت بزرگراه سازی در سیستان و بلوچستان بسیار زیاد شده است و این میتواند بر کاهش آمار بالای تصادفات و مرگ جادهای تأثیر زیادی داشته باشد. ۲۸۷ کیلومتر از بزرگراهها و راههای اصلی استان با هزینه ۱.۴ تریلیون تومان (۱۴۰۰ میلیارد تومان) آسفالت و ترمیم شد. از مهمترین بزرگراهها و جادههای ارتباطی استان میتوان به زاهدان _ بم، زاهدان _ زابل، زاهدان _ایرانشهر و ایرانشهر _ چابهار اشاره کرد.
بر پایهٔ گزارشی در خرداد ۱۴۰۰، آمارهای رسمی میگویند که بهدلیل رخداد حادثههای جادهای و مرگ سرنشینهای خودروها، محورهای ارتباطی استان سیستان و بلوچستان در این زمان، از غیر امنترین جادههای ایران بودهاند. در فروردین همین سال، رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از رخ دادن تصادفهای مرگبار در محورهای این استان، به شدت انتقاد کرده بود.
هوایی
سیستان و بلوچستان از نظر زیرساخت هوایی و فرودگاهی، جز توسعه یافتهترین استانهای ایران است. ۵ شهر سیستان و بلوچستان، شامل زاهدان، زابل، ایرانشهر، سراوان و چابهار دارای فرودگاه دارند. پروازهای داخلی فرودگاه بینالمللی زاهدان هفتگی و روزانه هستند که شامل پروازهایی مستقیم به مقاصد (تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، چابهار، کرمان و گرگان و برخی شهرهای دیگر) میشوند. دو فرودگاه بین المللی زاهدان و فرودگاه بین المللی چابهار فرودگاه بینالمللی هستند و میزبان پروازهای خارجی (به مقاصد دبی، استانبول، مسقط و جده) نیز هستند. همچنین قرار است به بزودی پرواز به افغانستان هم برقرار شود. همچنین قرار است بزودی اولین شرکت هواپیمایی بومی استان آغاز به کار کند.
سه فرودگاههای دیگر استان (فرودگاه زابل، فرودگاه ایرانشهر، فرودگاه سراوان) فقط دارای پروازهای داخلی هستند. هر روز به مقصد تهران و معمولا مشهد، پرواز مستقیم دارند.
راهآهن
ایستگاه راهآهن زاهدان مهمترین ایستگاه استان است. در سال ۱۴۰۱ راهآهن زاهدان_خاش به همراه ایستگاه راهآهن خاش راه اندازی شد. این قطعه بخشی از مسیر راهآهن چابهار - زاهدان است که سبب توسعه سواحل مکران و اتصال کشورهای آسیای میانه، افغانستان و پاکستان و همسایههای شمالی ایران به آبهای آزاد اقیانوسی خواهد شد و در توسعه کریدورهای بینالمللی عبوری از ایران و افزایش درآمدهای ترانزیتی برای کشور نقش چشمگیری خواهد داشت. همچنین با گسترش روابط تجاری ایران و پاکستان، و افزایش صادرات و واردات دو کشور، راه آهن سیستان و بلوچستان که تنها استان هم مرز با پاکستان است، رونق گرفته و از اهمیت بسیار بالایی برای ایران است.
اصلیترین ایستگاههای راهآهن استان سیستات و بلوچستان، به شرح زیر است:
ایستگاه راه آهن زاهدان
ایستگاه راهآهن میرجاوه
ایستگاه راهآهن خاش
ایستگاه راهآهن ایرانشهر
ایستگاه راهآهن نیکشهر
ایستگاه راهآهن چابهار
دو ایستگاه نیکشهر و چابهار در آستانه افتتاح هستند و بزودی افتتاح خواهند شد.
آموزش
از مهمترین مراکز آموزشی و علمی و تحصیلات عالی استان میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
دانشگاه سیستان و بلوچستان
دانشگاه علوم پزشکی زاهدان
دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان
دانشگاه فرخی سیستانی
دانشگاه علوم پزشکی زابل
دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر
دانشکده علوم پزشکی چابهار
دانشگاه بینالمللی چابهار
دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
دانشگاه سراوان
پردیس بینالملل دانشگاه سیستان و بلوچستان
دانشگاه سیستان و بلوچستان دانشگاه مادر و قطب علمی منطقه جنوب شرق ایران میباشد که یکی از مجهزترین دانشگاههای سراسر کشور است.
عملیات اجرایی ساخت ۱۰۰۰ عدد کلاس درس در سواحل مَکُران آغاز شد که این اقدام نوید دهنده کاهش بسیاری از مشکلات حوزه آموزشی است. آغاز عملیات اجرایی ساخت یکهزار کلاس درس در سواحل مَکُران، آغاز مطالعات راهآهن چابهار ـ ریمدان و ساخت ترمینال جدید فرودگاه کنارک از تصمیمات عملیاتی و درحال ساخت هستند.
نرخ باسوادی در سیستان و بلوچستان ۸۸ درصد میباشد که ۹ درصد پایینتر از میانگین کشوریست. در سال ۹۴، ۲۰۰ هزار کودک و نوجوان در استان سیستان و بلوچستان از تحصیل بازماندهاند و تنها ۵۰ درصد ورودیهای مدارس در کسب مدرک دیپلم موفق میشوند، همچنین بیش از نود درصد کلاسهای مدرسهها غیراستاندارد میباشد استان برای رسیدن به سطح آموزشی مناسب به ۸۰۰ هزار متر مربع فضای آموزشی و ۸ هزار نیروی انسانی بیشتر نیازمند است.
بر پایهٔ گزارشی در فوریهٔ ۲۰۲۱، دانشآموزان در استان سیستان و بلوچستان، پیوسته با کمبود کلاس و تختهسیاه روبرو هستند و کلاسهای آنان نیز بیشتر نیز در کپر و چادر ایجاد میشود؛ پس از گسترش بیماری کرونا در ایران با نداشتن دسترسی به سیستم ارتباطی و اینترنتی برای آموزش اینترنتی روبرو گردیدند. گزارشهایی از نبود سیستم برقرسانی (که با آموزش مجازی مرتبط است) در بسیاری از منطقههای روستایی این استان، منتشر شده است. در همین تاریخ همچنین اعلام شد که بیش از نیمی از دانشآموزان در این استان، از شبکه شاد برای گرفتن آموزش آنلاین محروم ماندهاند.
در سال ۱۳۹۸، اقتصاد آنلاین از «آمار تکاندهندهٔ محرومیت تحصیلی در سیستانوبلوچستان» و «نبود امکانات اولیه برای تحصیل در مدارس این استان» نوشت.
بهداشت و درمان
زیرساختهای بهداشت و درمان در استان، از نظر تعداد، جز ۱۰ استان برتر کشور است؛ اما در برخی مناطق استان (به دلیل وسعت استان) از نظر امکانات درمانی محرومیت است. استان سیستان و بلوچستان دارای ۲۸ بیمارستان در شهرهای مختلف است؛ فقط در زاهدان ۸ بیمارستان قرار دارند. فقط تعداد تختهای بیمارستانی سیستان و بلوچستان، (بدون احتساب سایر مراکز درمانی) نزدیک به ۳ هزار و ۷۰۰ تخت بیمارستانی است.
کمبودهای بهداشت و درمان در این استان، بارها مورد توجه رسانهها قرار گرفته است؛ در تیر ۱۴۰۰ استاندار سیستان و بلوچستان گفت که با «کمترین امکانات درحال مقابله با موج جدید کرونا هستیم» و اعلام کرد که ۱۰ شهر این استان، بیمارستان ندارند. اسماعیل حسینزهی، نماینده مجلس، گفت که «اوضاع سیستان و بلوچستان از مرز فاجعه رد شده» و از وضعیت خدمات درمانی در این استان به شدت انتقاد کرد. دیگران نیز از عدم رسیدگی به بحران ویروس کرونا در این استان گفتند و معینالدین سعیدی نیز اعلام کرد که «محدوده سواحل مکران یعنی شهرهای چابهار، کنارک، نیکشهر و قصرقند حتی یک بخش عفونی ندارد… برخورد مسئولان وزارت بهداشت، ما را متأُسف کرده» و ادامه داد «مسئولان به جای پاسخگویی، مدعی هستند». پیشتر در ۴ خرداد ۱۴۰۰، گسترش سرخک نیز در سیستان و بلوچستان گزارش شده بود.
بر پایه خبری در تیر ۱۳۹۸، این استان نتوانسته است در شاخص شمار تخت به جمعیت، حتی به متوسط کشوری ایران برسد.
وضعیت زنان
چند همسری مردان در این استان مورد توجه بوده است و گزارشی داخلی در سال ۱۳۹۸ میگفت: «استان سیستان و بلوچستان در زمینهٔ چندهمسری سردمدار است، به طوری که نزدیک ۱۵ درصد زنان سیستان و بلوچستانی، همسرانشان بیشتر از یک زن دارند». البته این نشانی از فرهنگ مردم این استان، در زمینه ازدواج است. طی گزارشی مشخص شد استفاده از انواع وسایل پیشگیری از بارداری در میان زنان این استان در پائینترین سطح قرار دارد». همچنین این استان به سبب نرخ باروری بالا جمعیت جوانی دارد و این امر باعث میشود اقتصاد، صنعت، کشاورزی و تقریبا تمام مشاغل از آسیبهای پیری جمعیت از امنیت بیشتری برخوردار باشد.
فرهنگ و هنر
موسیقی
موسیقی سیستان و بلوچستان دارای گونههایی بوده است که هر یک وابسته به بخشی از زندگی مردم بودند؛ همانند سَوت، لیلو، لارو ششگانی، شپتاگی، سِپَت، وَزبَت، لارو، هالو، نازنیک، زهیروک، لیکو، کردی، موتک، گواتی، اَمبا، دمال و مالِه و شَئز. اینها، وابسته به موردهایی چون عروسی، تولد نوزاد، داستانهای حماسی و عشقی، تاریخی و اجتماعی، اندوه و سرخوشی، عرفان و مذهب و دیگر است که به زبان موسیقی و آواز، به شکل نسلبهنسل به دوران کنونی رسیدهاند. سازهای موسیقی سیستان و بلوچستان نیز گوناگونی بسیاری دارند و بادیها، کوبهایها و زهیها را در بر میگیرند که قیچک (سرود) شبیه کمانچه و زهی آرشهای است، رَباب و تمبورک نیز زهیهایی هستند که با پنجه یا زخمه نواخته میشوند؛ در ادامه همچنین سرنا، نَل (نی)، شیدی و دونَلی هم سازهایی بادی و سِماء یا دف، دهل بزرگ، دُهلک، دُرُّکُر، و تشتک و کوزه نیز از کوبهایهای وابسته شمرده میشوند.
سازهای بومی این استان عبارتند از دونلی و قیچک و دهل و سوروز و تمبورگ و بنجو است.
در سال ۱۳۹۹، برخی از موسیقیدانان سیستان و بلوچستان بهویژه در قیچکنوازی از وضعیت نامطلوب اقتصادی گفتند و اعلام شد که نداشتن بیمه تأمین اجتماعی و حقوق ثابت از مهمترین مشکلات هنرمندان موسیقی سیستان و بلوچستان در این دوره بوده است.
موسیقی سیستانی
موسیقی سیستانی در میان مردم سیستانی از تولد تا مرگ دخالت دارد، با دل و جان این مردمان هجین گشته و در گوشه گوشه زندگانی ایشان نقش ایفا میکند.
این موسیقی از ماهیت و کیفیت ویژهای برخوردار است. موسیقی سیستان ازجمله هنرهایی است که بهجهت شرایط خاص آن شاخصتر از موسیقی دیگر مناطق است.
ساز سرنا و دهل از آلات موسیقایی ویژهای است که در مراسمات شاد به خصوص رقصهای محلی سیستان کاربرد دارد.
رباب، دکر و تمبورک و قیچک نیز از دیگر آلات موسیقی سیستانی هستند.
موسیقی بلوچی
موسیقی بلوچی قسمتی جداییناپذیر از زندگی مردم بلوچ بوده است و در طول سالها، موسیقی بلوچستان یکی از قدیمیترین و انحصاریترین موسیقیهای بومی محلی ایران میباشد طبق تحقیقات ساز قیچک، دهل که یکی از قدیمیترین سازهای موسیقی ایرانی و جهانی میباشد از هزارههای پیش در این منطقه برای جشنها و سرور و مراسمات خاص بکار گرفته شده است. خود موسیقی بلوچی قدمت خودرا از زمان هخامنشیان به ارث برده و در زمان ساسانیان به اوج شکوفایی خود رسیده تا زمان بعد از اسلام و عصر حاضر.
آشپزی
خوراکهای سنتی سیستان و بلوچستان در باورها و طبیعت، ریشه دارد. خورشهای سیستانی شامل کشک سیستانی، اوجیزک (همانند اشکنه) و آبگوشت میشوند.
کلوچه سیستانی، تجگی سیستانی همچنین لندو: ترکیبی از خرما و گندم و گونهای کلوچه، از آشپزی سیستانی هستند. آشپزی بلوچی این منطقه نیز شامل چنگال و دوغ، تنورچه، تباهگ، دوغ پا، خوراکهای خرما چون خرمای پاتی، شیرگ و هارگ، نانهای سِیسِرک، دوتینّی، تیمّوش و پُرانی، ترشیهایی چون چتنی و جوشاندههایی از سبزیجات میشود.
امباگ یکی از بخشهای قدیمی آشپزی سیستان و بلوچستان است که به عنوان یک میراث سنتی در فهرست میراث فرهنگی ایران نیز ثبت شده است.
مد و پوشاک
پوشاک بومی سیستان و بلوچستان با پشتوانهای تاریخی، بهعنوان یکی از نمادهای پوشاک اصیل ایرانی بهشمار میرود که بهرهگیری از آن، هنوز در دیزاین و رنگهای گوناگونی در میان این مردم، گسترش دارد. در دوران کنونی، این پوشاک در تابستان بیشتر سفید هستند و در زمستان نیز به رنگ تیره در میآیند. دیزاین پوشاک، رنگ و تزئینات روی آنان، همانند سوزندوزیها، گوناگونی دارد.
ورزش
بر پایهٔ گزارشی در آذر ۱۳۹۸، استان سیستان و بلوچستان که از جمعیت جوانی برخوردار بوده، در این دوران از دسترسی به امکانات ورزشی مناسب محروم مانده است. در همین گزارش، شهروندانی از این استان، از نبود امکانات ورزشی و جایی برای سرگرمی گفتند.
جاذبههای گردشگری
[[پرونده: نمای_داخلی_قلعه_مچی.jpg|بندانگشتی|قلعه مچی سیستان[[پرونده: بوستان_ساحلی_منطقه_نمونه_گردشگری_تیس.jpg|بندانگشتی|ساحل تفریحی تیس در ۵ کیلومتری چابهار]]]]
گردشگری این استان با آثار باستانی ایران و آثار تاریخی بیش از شش هزار سالهاش نمود پیدا میکند و در بخش جغرافیایی نیز ساحلها، قلههای بلند و باغهای میوههای گرمسیری و نیمهگرمسیریاش گردشگران را جذب میکنند؛ بازارهای سنتی و کوههای مینیاتوری نیز دیگر جاهای دیدنی سیستان و بلوچستان هستند.
[[پرونده: درب ورودی قلعه.JPG|بندانگشتی|قلعه رستم، شهرستان هامون[[پرونده: قلعه_بمپور_در_شب.jpg|بندانگشتی|قلعه تاریخی بمپور]]]]
اقتصاد
سیستان و بلوچستان کمترین نرخ مشارکت اقتصادی را در بین ۳۱ استان کشور دارد. بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۶ این استان دوازدهمین استان بیکار کشور به حساب میآید. از لحاظ توسعه کمترین توسعه را در میان استانهای ایران دارد اما در سالهای اخیر نسبت به اکثر استانها از سرعت رشد بالتری برخوردار بوده است. زراعت اشکال متعددی دارد و صنعت آبی آن وابسته به رود هیرمند است.براساس گزارش مؤسسه عالی آموزش و پژوهش ریاست جمهوری، در برخی مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان نرخ فقر بین ۷۵ تا ۹۰ درصد است. طبق این گزارش از ۲۰ منطقه دارای بالاترین نرخ فقر در ایران، ۱۴ منطقه مربوط به مناطق روستایی شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان، ۴ منطقه در استان کرمان، یک منطقه در استان فارس و یک منطقه نیز در استان خراسان جنوبی واقع شده است. معادن این استان عبارتند از معادن مس، طلا، کرومیت، منگنز، سنگ مرمر و سنگ آهک. این استان در حدود ۵ درصد از معادن اکتشاف شده از مواد معدنی ایران را در خود جای داده است.
از اینجهت که استان سیستان و بلوچستان با کشورهای پاکستان و افغانستان همسایه است، و از طرفی، تنها بندر اقیانوسی ایران (چابهار) با این استان هممرز است، استان سیستان و بلوچستان از ظرفیت بالایی برای پیشرفت برخوردار است.
معادن
سیستان و بلوچستان قابلیتهای بالقوهای در زمینه ذخایر معدنی دارد. درحال حاضر ۴۰۰ معدن مختلف در این استان شناسایی شده است. این معادن بیشتر در زمینه مواد معدنی فلزی، غیر فلزی و مصالح ساختمانی ازجمله کرومیت، آهن، منگنز، گرانیت، سنگ لاشه، شن، ماسه و خاک رس میباشد.
استان سیستان و بلوچستان با داشتن ۱۰ میلیارد تن ذخایر قطعی و ۲۰ میلیارد تن ذخایر احتمالی، معادل ۵ درصد از ذخایر معدنی ایران را در خود جای داده است. هماکنون سالانه بهطور متوسط ۳ و نیم میلیون تن مواد معدنی از معادن استان سیستان و بلوچستان استخراج میشود، که این میزان در حدود ۳ درصد از مواد معدنی استخراجی کشور را شامل میشود.
صنایع دستی
بر پایهٔ گزارشی در فروردین ۱۳۹۶، صنایع دستی در استان سیستان و بلوچستان دارای جایگاه ویژهای در میان مردم و بهویژه قومها و عشایر آن است. چرا که پس از کشاورزی و دامداری، این بخش سومین منبع درآمد مردم این منطقه در این دوران بهشمار میرفته است. سفال کلپورگان با پیشینه ساخت ۷۰۰۰ ساله، سوزندوزی با نقشهایی الگوگرفته از طبیعت استان، قالیبافی، گلیمبافی، حصیردوزی، چادربافی، پردهبافی، جوالبافی، نمدمالی، سکهدوزی، آیینهدوزی، پریواردوزی، خامهدوزی و سیاهدوزی را به عنوان مهمترین صنایع دستی و از رهآوردهای سیستان و بلوچستان نام بردهاند.
در خرداد ۱۳۹۴ اعلام شد که سفال کلپورگان، خامهدوزی سیستان و سوزندوزی بلوچستان، نشان یونسکو گرفتهاند و در این تاریخ، ۱۱ فروشگاه صنایع دستی در این استان فعال بوده است.
صنعت
صنعت در سیستان و بلوچستان به مجموع صنایع مختلف حاضر در این استان گفته میشود. سیستان و بلوچستان دارای سه کارخانه بزرگ تولید سیمان است. ۸۰ درصد از تور ماهیگیری مورد نیاز کشور، ۳۰ درصد کنسرو ماهی، ۴۰ درصد پای بند ریل آهن و ۱۲٪ درصد سموم دفع آفات مورد نیاز کشور نیز در سیستان و بلوچستان تولید میشود. همچنین سیستان و بلوچستان با توجه وجود هشت کارخانه شناور و کشتی سازی، یکی از قطبهای صنعت دریایی ایران است. در سه سال اخیر، صنعت در سیستان و بلوچستان و بخصوص در منطقه چابهار، رشد چشمگیری داشته است.
پتروشیمی نگین مکران، مهمترین پالایشگاه در جنوب استان سیستان و بلوچستان واقع در چابهار است که در اواخر سال ۱۴۰۱، و در دولت سیزدهم راه اندازی شد.
سال ۱۴۰۱ در دولت سیزدهم، اولین کارخانه تولید فریم عینک ایران در چابهار راهاندازی شد. مجتمع کشت و صنعت مکران در جنوب استان با هفت هزار هکتار در زمینه پرورش ماهی و میگو و همچنین تولید آب شیرین، موز و آناناس فعالیت دارد.
در دهه ۱۳۹۰، کمک نکردن کانونهای قوی مالی چون بانکها به تولیدکنندگان، مشکلات وابسته به آوردن ماشین و فناوری پیشرفته، دادن تسهیلات به افراد غیرمتخصص، خروج نیروی کار متخصص از استان، خروج سرمایه از استان و کمبود امتیازها و تشویقکنندگان سرمایهگذاری در این استان، از مهمترین مانعهای گسترش صنعتی آن هستند.
کشاورزی
استان سیستان و بلوچستان، از ظرفیتهای فوق العاده ای در زمینه کشاورزی برخوردار است. استان سیستان و بلوچستان، قطب اصلی و بزرگترین تولیدکننده انواع میوههای گرمسیری (از جمله موز، انبه و آناناس) در ایران است. سیستان و بلوچستان، جز ۳ استان برتر تولیدکننده خرما در ایران است.سیستان و بلوچستان یکی از بزرگترین تولید کنندگان پسته کشور است. سیستان و بلوچستان، بزرگترین تولیدکننده موز در ایران است به طوری که به تنهایی ٪۹۵ درصد موز ایران را تولید میکند. سیستان بلوچستان با تولید بیش از "۲۰ میلیون کیلوگرم" انبه، رتبه دوم تولید انبه پس از استان هرمزگان در ایران را داراست. سیستان و بلوچستان بزرگترین تولیدکننده و قطب میوههای گرمسیری کشور است و توانایی بینیاز کردن کشور از واردات این محصولات را دارد. همچنین سیستان و بلوچستان، بزرگترین تولیدکننده ماهی تُن و کنسروتن ماهی کشور است و قطب آن چابهار و کنارک میباشند.
سیستان و بلوچستان با تولید سالانه بیش از ۳۴۲ هزار تن موز، قطب تولید موز در ایران است. در این بین زرآباد و چابهار به تنهایی ۷۰ درصد موز کشور را تولید میکنند. تولید این میوه علاوه بر تأمین نیازهای استان و برخی نقاط کشور، بخشی نیز صادر میشود که سبب درآمد زایی و توسعه اقتصاد جنوب استان شده است.
این استان چهار کارخانه تولید شیر پاستوریزه و فراوردههای لبنی، ۳۴ مرکز جمعآوری شیر روستایی و دو مجتمع بزرگ پرورش گاو شیری با ظرفیت ۱۲ هزار راس گاو دارد. تولید انواع خرما در این استان سالانه ۱۶۷ هزار تن معادل "۱۶۷ میلیون کیلوگرم"، است که ارزش اقتصادی آن ۲ هزار میلیارد تومان میباشد.
بزرگترین مجموعه تولید نهال میوههای گرمسیری جنوب شرق ایران نیز در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد که با تأمین نیاز داخلی استان به ۹ استان دیگر کشور نیز نهال صادر میشود.
«خرما، موز، مرکبات، انبه، پاپایا، گوآوا، چیکو، پسته و انگور یاقوتی» ازجمله میوههای گرمسیری و نیمه گرمسیری سیستان و بلوچستان است.
مجتمع کشت و صنعت مکران در جنوب استان با هفت هزار هکتار در زمینه پرورش ماهی و میگو و همچنین تولید آب شیرین، موز و آناناس فعالیت خود را در دولت سیدابراهیم رئیسی دارد.
زمینهها و ظرفیتهای کشاورزی
استان سیستان و بلوچستان با گسترهای افزون بر هفت میلیون هکتار آب و هوایی متغیر از گرم و خشک تا معتدل سرد و کوهستانی دارد. ۸۰۰ هزار هکتار از زمینهای استان قابل کشت بوده و آب مورد نیاز نیز از منابع آبی شامل سدهای هفتگانه استان (سد پیشین، سد زیردان، سد خیرآباد، سد کهیر، سد ماشکید علیا، سد ماشکیدسفلی و چاهنیمهها)، چاهها، قناتها، چشمهها و رودخانههایی ازجمله هیرمند تأمین میشود. وسعت بالا، تنوع آب و هوایی کم نظیر، خط ساحلی و رشتهکوهها مواردی هستند که باعث شده، بتوان در استان، انواع محصولات کشاورزی را تولید کرد.
۳۰۰ کیلومتر نوار ساحلی دریای عمان و راهیابی به آبهای آزاد، دریاچه هامون سیستان و چاه نیمههای سیستان از دیگر ظرفیتهای آبی این استان هستند.
با اتصال چابهار به شبکه ریلی سراسری کشور، میتوان حجم صادرات محصولات کشاورزی کشور به خصوص سیستان و بلوچستان را افزایش داد که بهسبب آن درآمد کشاورزی استان نیز افزایش مییابد و میتوانیم شاهد توسعه بیشتر کشاورزی سیستان و بلوچستان باشیم.
دامپروری
گونههای جانوران اهلی شاخص استان، گاو سیستانی، گاو دشتیاری، مرغ خزک، مرغ دشتیاری، گوسفند و شتر، بز تالی و بی تال، گاومیش هستند. سیستان و بلوچستان بهجهت اقلیم گرم و خشک خود مکان مناسبی برای پرورش شتر است بهطوری که بیشترین نفرات شتر در ایران، در سیستان و بلوچستان حضور دارند.
آثار دربارهٔ سیستان و بلوچستان
جستار وابسته
فهرست استانهای ایران
سیستان ایران
بلوچستان ایران
زاهدان
چابهار
دیدنیها
شهرها
صنایع دستی و سوغات
در سیستان و بلوچستان به ویژه در سیستان، بیشترین شمار شاغلین به صنایع دستی در رشته گلیم، قالیچه وقالی و پشتی بافی فعالیت میکنند. صنایع دستی آن عبارتند از: قالی بافی، خورجین بافی، سوزن بافی، کرک بافی، سکه و دگمه دوزی، خامه دوزی، چادر بافی، پریوار دوزی، سیاه دوزی، سفال سازی و زینت آلات (جواهر سازی)که در بین بیشتر خانوادهها معمول است. انواع محصولات صنایع دستی استان بعنوان سوغاتیهای ارزشمندیبشمار میروند.





