«دستی را که حاکم ببره ، خون نداره یا دیه نداره»
«دستی را که حاکم ببره ، خون نداره یا دیه نداره»
این صفحه هنوز در حال تکمیل است.
«دستی را که نمیتوان برید ، باید بوسید»«دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه»«دشمنان در زندن با هم دوست شوند»«دشمن دانا بلندت میکند --- بر زمینت میزند نادان دوست»«دشمن دانا که غم جان بود --- بهتر از آن دوست که نادان بود . ( (نظامی))»«دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد . ( (دانی که چه گفت زال با رستم گرد)) ( (سعدی))»