
مسجد سلیمان
مسجدسلیمان (؛ در گذشته Masjid-i-Sulaiman، به اختصار M.I.S) شهری در جنوب باختری ایران، در استان خوزستان و مرکز شهرستان مسجدسلیمان است. نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه در ۵ خرداد ۱۲۸۷ خورشیدی (۲۶ مِی ۱۹۰۸) در این شهر به نفت رسید و در پی آن، بسیاری صنایع و خدمات برای اولین بار در ایران در این شهر به بهرهبرداری رسیدند، به همین سبب به «شهر اولینها» شناخته میشود.
مسجدسلیمان، با ۱۶ میدان نفتی، از شهرهای پیشگام در زمینهٔ حفاری نفت در ایران است. از دیدنیهای این شهر میتوان به نخستین چاه نفت خاورمیانه، دامنهٔ کوه آسماری، تفریحگاه تمبی، صفهٔ سرمسجد و نیایشگاه برد نشانده اشاره کرد.
نامگذاری
نام «مسجدسلیمان» به معنای مسجدی که سلیمان نبی ساخته باشد، نیست و همچنین به مسجدی که در آن نماز گزارده شود، نیست. این نام در اصل به ویرانههای یک سکوی نیایشگاه پیش از اسلام، واقع بر تپهای در شمالخاوریِ شهر تعلق داشت که مردم محلی آن را «سرمسجد» مینامیدند؛ شهر، بعدها نام خود را از همین ویرانهها گرفت.
سکوی سرمسجد
سکو یا صُفه سرمسجد که از سنگهای بزرگ روی هم چیده شده ساخته شده، توسط رومن گیرشمن، باستانشناس فرانسوی، کاوش شد. او نخستین بار در ۱۳۲۷ خورشیدی در این محل کار کرد و سپس از ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ (۱۹۶۷–۱۹۷۲) کاوشهای گستردهای انجام داد. این صفه همراه با بردنشانده در نزدیکی آن، از «صفههای مقدس» یادمانِ پادشاهی الیمایی در دوران سلوکی و اشکانی بهشمار میرود. در این محل، نیایشگاهی از هراکلس شناسایی شده و تندیسی سنگی از این ایزد در حال گرفتن شیر نمه به دست آمده است. بدین ترتیب «مسجد» در واقع پرستشگاهی باستانی و سدهها کهنتر از اسلام بوده است.
چرا «سلیمان»؟
نسبت دادن ویرانههای باشکوه باستانی به سلیمان، الگویی رایج در نامگذاریهای ایران است. در روایات اسلامی و افسانههای ایرانی، سلیمان بر جنّیان و دیوان فرمان میراند و آنان برایش بناهای شگفت میساختند؛ ازاینرو بناهایی که سازندگان واقعیشان فراموش شده بود، اغلب به او نسبت داده میشد. برای نمونه، جغرافیدانان نخستین مسلمان ویرانههای تخت جمشید را به جمشید نسبت میدادند، او را با سلیمان یکی میدانستند و آنجا را نیز «مسجد سلیمان» مینامیدند. مجموعهٔ آتشکدهٔ ساسانی تخت سلیمان در آذربایجان و دهانهٔ آتشفشانی زندان سلیمان در کنار آن نیز چنین نامهایی دارند. پس از ورود اعراب، چنین نامهایی اغلب بر پرستشگاههای پیشین زرتشتی نهاده میشد و این خود تفسیر صفهٔ سرمسجد را بهعنوان نیایشگاه تقویت میکند.
سید محمدعلی امام شوشتری در کتاب تاریخ جغرافیایی خوزستان دربارهٔ این صفه مینویسد:
«در ۲۴ میل شرقی شوشتر بالای تپه سنگی بلند، صفه بزرگ خیلی کهنی است که از سنگهای بزرگ و کوچک بسیاری ساخته شده است و برخی تکهسنگهای آن به قدری بزرگ است که ده نفر نتوانند بزور هم آن را حرکت دهند. چون الوار آن حدود سنگ بزرگ را کار گذاشتن، از توانایی آدمی بیرون پنداشتهاند، افسانهای درست کرده و ساختن آن را به دیو نسبت دادهاند.»
بنا بر روایتی محلی که شهرداری مسجدسلیمان نقل کرده است، در زمان ورود اعراب، مردم به آنان گفتند این پرستشگاه را سلیمان نبی ساخته است تا از ویرانی در امان بماند. این روایت افسانهای محلی است و در منابع تاریخی کهن گزارش نشده است.
نخستین گزارشها
این نام مدتها پیش از پیدایش شهر بر این ویرانهها نهاده شده بود. هنری راولینسون، افسر بریتانیایی، در سفر ۱۸۳۶ (۱۲۱۵ خورشیدی) خود به خوزستان از این محل دیدن نکرد، اما گزارش داد که از بختیاریها دربارهٔ ویرانههایی به نام «مسجد سلیمان» شنیده است و آن را یکی از پرستشگاههای باستانی الیمایی دانست. آستن هنری لایارد که در سفر خود میان بختیاریها از این ویرانهها دیدن کرد، نوشت که لرها گاهی آن را «مسجد سلیمان» مینامند.
از «اداره» و «میدان نفتون» تا مسجدسلیمان
پس از حفر چاه شماره یک، محوطهٔ اداری شرکت نفت در اطراف چاه میان مردم به «اداره» شهرت یافت و سپس «میدان نفتون» (میدان نفت) نامیده شد؛ نام «سرمسجد» نیز به کار میرفت. نام «نفتون» هنوز بر گورستانی در جنوبخاوری شهر باقی است. انگلیسیها نام ویرانهها را به صورت «Masjid-i-Sulaiman» بر میدان نفتی و شهر نهادند که در صنعت نفت بهشکل کوتاهشدهی «MIS» یا «M.I.S» بکاربرده میشد.
مردم شهر باور داشتند ویرانههای روی صفه همان «معبد سلیمان» است و در آنجا چراغهای کوچک روغنی بهعنوان نذر روشن میکردند. در دیماه ۱۳۰۳ خورشیدی رضاخان هنگام بازدید از سرمسجد دستور به تغییر نام شهر به مسجدسلیمان داد و در سال ۱۳۰۵ این نام به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
نامهای دیگر
قطعه زمینهای مسجدسلیمان امروزی، در دورهٔ صفوی و قاجار، «قیلارستان» یا «قیرلارستان» نامیده میشدند. برخی منابع محلی نامهای کهنتری چون «آسک» یا «سیماش» (در دورههای ایلامی) و «پارسوماش» (در دوران هخامنشی) را نیز برای این منطقه آوردهاند. یکسان دانستنِ مسجدسلیمان با پارسوماش، بر پایهٔ برداشت گیرشمن از سکوی سرمسجد بهعنوان اقامتگاه اصلی هخامنشیان است و فرضیهای پژوهشی بهشمار میرود، نه واقعیتی قطعی.
گیتاشناسی
موقعیت مکانی
شهر مسجدسلیمان در ۳۱ درجه و ۵۶ دقیقهٔ عرض شمالی و ۴۹ درجه و ۱۸ دقیقهٔ طول خاوری، در دامنههای جنوب باختری رشتهکوه زاگرس و در فاصلهٔ ۱۲۵ کیلومتری شمال خاوری اهواز قرار دارد.
آب و هوا
مسجدسلیمان دارای آبوهوای نیمهخشک گرم (BSh در ردهٔبندی کوپن) با تابستانهای طولانی، بسیار گرم و خشک و زمستانهای ملایم و بارانی است. میانگین بارش سالانه نزدیک به ۴۱۶ میلیمتر است که تقریباً همهٔ آن از آبان تا فروردین میبارد. بیشینهٔ دمای ثبتشده ۵۳ درجه و کمینهٔ آن ۴٫۴- درجهٔ سانتیگراد بوده است.
رودخانهها
مهمترین رودخانهٔ مسجدسلیمان، رود کارون است که از کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد و پس از گذشتن از سد شهید عباسپور و سد مسجدسلیمان (گدار لندر) از نزدیکی شهر میگذرد. همچنین رودخانهٔ تمبی در جنوب شهر جاری است و پارکها و تفریحگاههای کنار آن از جاذبههای گردشگری شهر بهشمار میروند.
کوهها
بلندترین ارتفاعات استان خوزستان در شمال و شمال خاوری شهرستان مسجدسلیمان و در مکان گردشگری اندیکا قرار دارند. مرتفعترین قله در این پهنه، کوه کینو با ارتفاع ۳۷۱۰ متر است. دیگر کوههای بلند منطقه عبارتاند از لیله، تاراز، منار، دلا، آلا، ادیو، شوه، لندر، دلی و آسماری.
پوشش گیاهی
مسجدسلیمان را از نظر نواحی رویشی میتوان «منطقهٔ گذر» نامید، چراکه گونههای رویشی کردستانی–زاگرسی و صحرا–سندی هر دو در آن یافت میشوند؛ از جمله کلخنگ یا خنجک، بنه (بن) و بادام کوهی، و از گونههای صحرا–سندی کنار، رملیک و نخل.
جمعیت
جمعیت شهر مسجدسلیمان در سرشماری ۱۳۸۵ برابر با ۱۰۶٬۱۲۱ نفر در ۲۲٬۳۹۳ خانوار، در سرشماری ۱۳۹۰ برابر با ۱۰۳٬۳۶۹ نفر در ۲۴٬۵۷۷ خانوار بوده است. و بر پایهی آمار موجود، این کاهش جمعیت همچنان ادامه دارد. بیشتر ساکنان شهر از بختیاریهای طایفهٔ هفتلنگ هستند؛ ساکنان نخستین شهر بهطور کلی از عشایر اسکانیافتهٔ بختیاری و مردم شوشتر بودند. جمعیت شهر پس از اوج خود در دههٔ ۱۳۵۰، با جنگ ایران و عراق و کاهش تولید نفت رو به کاهش گذاشت.
تاریخ
پیش از اسلام
سلسلهٔ سیماشکی دودمانی در ایلام باستان بود که حدود ۲۰۱۵ تا ۱۸۸۰ پیش از میلاد (دورهٔ دوم ایلام کهن) فرمان میراند و پس از آن سلسلهٔ سوکلمخ به قدرت رسید. فهرستی از دوازده پادشاه سیماشکی در فهرست شاهان ایلامی شوش آمده است، هرچند میزان دقت تاریخی این فهرست روشن نیست. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که سرزمین سیماشکی در نزدیکی مسجدسلیمان امروزی قرار داشته است.
رومن گیرشمن در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، پس از کاوش در این منطقه، در ۲۵ کیلومتری شهر لالی امروزی و در محلی بهنام پبده، به غاری برخورد که قدمت سکونت در آن را حدود ده هزار سال تخمین زد. گیرشمن بر پایهٔ کاوشهای خود بر این باور بود که مسجدسلیمان همان پارسوماش، نخستین مرکز هخامنشیان، بوده است؛ این دیدگاه همچنان فرضیه است.
افزون بر صفههای بردنشانده و سرمسجد (← وجه تسمیه)، بر فراز تپهای در محلهٔ کلگه، روبهروی بیمارستان شرکت نفت امروزی، بنایی کهن وجود داشته که آثاری از آن، از جمله پیکرهها و سکههایی، به دست آمده است. در دوران سلوکی و اشکانی، صفههای مسجدسلیمان و بردنشانده از مراکز مهم دینی پادشاهی الیمایی بودند.
از اسلام تا آغاز صفویه
در دوران پس از اسلام، این پهنه توسط والیانی که حاکم اموی کوفه تعیین میکرد، اداره میشد. در پایان دورهٔ سلجوقی، اتابکان لرستان توانستند با استقلال از اتابکان فارس حکومتی نیمهمستقل تشکیل دهند و تا هجوم تیمور به حیات خود ادامه دادند.
از صفویه تا زندیه
در زمان صفویه، بهویژه دورهٔ شاه تهماسب اول، بقعهٔ هفت شهیدان که از فرزندان موسی کاظم دانسته میشوند ساخته شد و تولیت این بقعه و مالکیت زمینهای مسجدسلیمان امروزی، که اراضی قیلارستان (یا قیرلارستان) نامیده میشد، به خاندان سادات قیری، از مبلغان مذهبی شهر شوشتر، سپرده شد. در چند کیلومتری بقعهٔ هفت شهیدان، «پَرنوشته»ای به خط کوفی وجود دارد که بر اثر نبود حفاظت، خطوط آن آسیب دیده و خوانش آن دشوار شده است. نرسیده به پرنوشته، روستایی قدیمی به نام «ده گه» قرار دارد که بقایای ساختمانهای آن هنوز برجاست. در نزدیکی این روستا گورستانی قدیمی است که بر یکی از سنگقبرهای آن نقش شمشیری حک شده و نوشته شده است: «مرز بین چهارلنگ و هفت لنگ».
افشاریان از راه شوشتر و دشت بتوند از منطقهٔ قیلارستان گذشتند و راه کهگیلویه و بویراحمد را در پیش گرفتند. پس از شورش ترکان افشار علیه نادرشاه، او دوازده هزار خانوار از آنان را به خوزستان کوچاند و گروهی از آنان میان راهدار و شوشتر ماندند که به قُندلزوها یا گندوزلو شناخته میشوند. افراد این طایفه بیشتر در شوشتر، روستای درخزینه و دیگر شهرهای خوزستان سکونت گزیدند. از افشارها، قلعهٔ حسینخان افشار در روستای درخزینه برجا مانده است.
احمد کسروی به استناد تذکرهٔ شوشتر مینویسد:
«در تذکره شوشتر مینگارد چون نادرشاه در سال ۱۱۴۴ در عراق به جنگ عثمانیان میرفت، به ابوالفتحخان فرمان فرستاد که از معدنهای قیر در نزدیکی شوشتر قیر برای ساختن کشتیها به عراق بفرستد».
در دوران کریم خان زند چندین نبرد در نواحی لرنشین میان سپاه زندیان و اهالی این مناطق رخ داد.
دورهٔ قاجار تا پیش از کشف نفت
سادات قیری که خاندانی بازرگان بودند و به فرمان شاه تهماسب اول مالکیت زمینهای قیلارستان را در اختیار داشتند، در مسیر بازرگانی خود میان شوشتر و اصفهان، هنگام گذر از درهٔ خرسان به چشمههایی برخوردند که مایع سیاهرنگی از آنها تراوش میکرد. این ماده همان قیری بود که در شاهنامه از آن سخن رفته و در گذشته برای قیراندود کردن سازههای تاریخی شوشتر همچون بندقیر و بند قیصر و نیز بهعنوان جنگافزار به کار میرفت. این خاندان با دیگی به ارتفاع ۴ متر و قطر ۲ متر نفت را چند روز پیاپی گرم میکردند تا مواد اضافهاش تبخیر شود و قیر مذاب باقی بماند؛ سپس آن را در آب سرد خالی کرده و قیر لایهلایهشده را برای فروش به شوشتر و دیگر شهرها و کشورها میبردند.
در آخرین سالهای پادشاهی فتحعلیشاه قاجار، محمد تقی خان بختیاری در خوزستان بر حکومت مرکزی شورید و سرکوب او به سبب درگذشت فتحعلیشاه ناتمام ماند. در آغاز سدهٔ نوزدهم، ایران در پی رقابت قدرتهای اروپایی به میدان سیاست بینالمللی کشیده شد و بریتانیا که در پی نفوذ در خلیج فارس بود، با فرستادن مأمورانی در کسوت جهانگرد و باستانشناس منطقه را بررسی میکرد. به گفتهٔ عباسی شهنی، بریتانیا با تحریک خان بختیاری به شورش، محمدشاه را از توجه به هرات بازداشت؛ سرانجام خان بختیاری به دست حاکم اصفهان دستگیر و به تهران فرستاده شد.
پس از قتل حسینقلی خان ایلخانی، یکی از خوانین نامدار بختیاری که نامش در تاریخ انقلاب مشروطه و آغاز بهرهبرداری از نفت دیده میشود، حاج علیقلی خان سردار اسعد است. با بستن قرارداد نفت میان مظفرالدینشاه و نمایندهٔ ویلیام ناکس دارسی و سپس کشف نفت، مردم اطراف برای کار در صنعت نفت با دستمزدهای بسیار اندک (روزانه یک تا دو ریال) جذب شدند و بیشتر زمینداران منطقه پراکنده شدند. شرکت نفت ایران و انگلیس پس از حفر چاه شماره یک، زمینهای مسجدسلیمان را بهعنوان تأسیسات و ملک شرکت در اختیار گرفت.
تأسیس شهر
نفت و قیری که سادات قیری از چشمههای طبیعی منطقه استخراج و صادر میکردند، پای اروپاییان را به منطقه باز کرد. در حدود سالهای ۱۲۸۵–۱۲۸۶ خورشیدی، ژاک دو مورگان، باستانشناس فرانسوی، از وجود قیر در درهٔ خرسان در اطراف شوشتر آگاه شد. پس از آن کمپانی دارسی به منطقه وارد شد و انگلیسیها با پشتیبانی دولت وقت ایران، سادات قیری را به بستن قرارداد با کمپانی دارسی راضی کردند. بدین ترتیب و به موجب قرارداد قیری-دارسی، کمپانی دارسی عملیات اکتشاف نفت را در زمینهای قیلارستان آغاز کرد. کمپانی دارسی افزون بر سادات قیری، با خوانین بختیاری، شیوخ عرب و روحانیون شوشتر نیز قراردادهایی بست تا مانعی بر سر کارش پدید نیاید.
پس از کشف صنعتی نفت و حفر چاه شماره یک، بهتدریج محوطهای اداری در اطراف چاه شکل گرفت که میان مردم به «اداره» شهرت یافت و هستهٔ نخستین شهر مسجدسلیمان شد؛ سپس مناطق مسکونی نیز در اطراف آن ساخته شد. سید محمدعلی امام شوشتری دربارهٔ بنای شهر مینویسد:
«... بنای شهر مسجدسلیمان در سال ۱۲۸۵ شمسی برابر با ۱۹۰۶ میلادی اتفاق شد، به این ترتیب که متصدیان امور شرکت نفت در آن سال عِمارتی در آن جا ساخته و شروع به حفر چاه شماره یک کردند. چون چاه به نفت رسید، پرمایگی آن توجه متصدیان شرکت را جلب نمود و آنان را به آینده امیدوار ساخت لذا بلافاصله شروع به ساختن راهها و کندن چاههای دیگر نمودند و ساختمانهای بسیاری برای کارکنان اروپایی، هندی و ایرانی برپا کردند و همین که کار در آنجا فراوان شد مردم بسیاری از اطراف در مسجدسلیمان گرد آمده و به کار مشغول شدند و سرزمین ویران پر از سکنه و آبادی شد.»
مسجدسلیمان تا سال ۱۳۳۶ یکی از بخشهای شهرستان شوشتر بود و در این سال به شهرستانی مستقل تبدیل شد.
کشف نفت و صنعت نفت
سادات قیری از چشمههای نفت میان مسجدسلیمان و نفتسفید بهرهبرداری میکردند. در سوم اسفند ۱۲۸۶ خورشیدی، مته حفاری کار خود را آغاز کرد و پس از گذشتن از حدود ۳۶۰ متر (۱۱۸۰ فوت) زمین، به لایهٔ سنگی سختی رسید که مخزن نفت زیر آن بود. در ۱۶ مه ۱۹۰۸ بوی تند گاز به مشام رسید و ده روز بعد، در ساعت چهار بامداد ۲۶ مه ۱۹۰۸ (۵ خرداد ۱۲۸۷)، نفت از عمق ۱۱۸۰ فوتی چاه شماره یک فوران کرد. این رویداد پایهٔ صنعت نفت ایران و خاورمیانه را بنا نهاد. جورج رینولدز، سرپرست گروه حفاری، دربارهٔ آن روز مینویسد:
«همانگونه که مَتِه حفاری با قدرت و زورمندی به کندن و کاویدن در گردش بود، در یک طبقه سخت سنگی، طبقه و لایهای آن چنان سخت که ما هرگز در گذشته به مانند آن برخورد نکرده بودیم، طبقهای که میتوانست ویران کننده دستگاه باشد و مهار و دهنه زدن به آن کاری بس دشوار مینمود و کنترل چاه را بسیار مشکل و بَل محال میکرد، نفت فوران زد، بلافاصله و با سرعت، گودالی عمیق و بزرگ کنده شده تا نفت چاه دیوانه در آن، جا داده شود».
نخستین دکل حفاری و ماشین بخاری که مته را به حرکت درمیآورد، هماکنون به یادگار در کنار چاه نگهداری میشود. در سال ۱۹۰۹ (۱۲۸۸ خورشیدی) شرکت نفت انگلیس و ایران (Anglo-Persian Oil Company) بنیان نهاده شد که بعدها به بریتیش پترولیوم تبدیل شد.
بختیاریها و قرارداد نفت
ثریا اسفندیاری بختیاری دربارهٔ مذاکرهٔ رینولدز با خانهای بختیاری مینویسد:
«... درسال ۱۹۰۴ (۱۲۸۳ خورشیدی) در یک روز خوش هوا و پرغنیمت برای گلهای سرخ اصفهان، جورج رینولدز انگلیسی نماینده سرمایهدار معروف لندنی ویلیام ناکس دارسی، به سراغ خانهای بختیاری آمد و به آنها گفت: که از سه سال پیش، بیهوده به دنبال یافتن نفت در ایران بوده است. یک روز که پدربزرگم به سخنان رینولدز گوش میداد از او چنین شنید: جناب خان، با اجازه پادشاه، ما اقدام به حفر چاههایی در مرزهای شمال غربی کشور نمودیم و تاکنون ۱۷۰۰۰۰ لیره را در این عملیات سرازیر ساختیم بدون این که قطرهای نفت آشکار شود… خان، ما به کمک شما و خانهای دیگر بختیاری احتیاج داریم تا تحقیقات و کشفیاتی در نزدیکی «ماماتِن» و مسجدسلیمان انجام دهیم. همین روستای مقدسی که میگویند مسجدسلیمان در قدیم آنجا بوده است، شایدشانس بیشتری آنجا در انتظارمان باشد. مرد انگلیسی پس از لحظهای با این سخن نتیجهگیری کرد:
دوست داریم مردان شما میدانهای نفتی را حفاظت کنند و البته آمادهایم حقالزحمه را بهطور مناسبی بپردازیم. پدر بزرگم پاسخ داد: اعتماد شما موجب خوشوقتی ماست، امّا چنین کوشش بزرگی باید همراه با یک روح برادری انجام گیرد. ما نمیخواهیم مزد بگیران شما، بلکه شریکتان باشیم. سپس او انگشت درازش را در ریش سپیدش فرو برد و پس از مکث افزود: ما خواهان ده درصد از سود حاصله در شرکت هستیم. جرج رینولدز وحشتزده فریاد کشید: در این صورت پیش از این که بهرهبرداریمان شروع شود ورشکسته خواهیم بود.
سردار اسعد با تعجّب نگاهی به او کرده سپس با لحن مودبانه گفت:
در چنین صورتی بهتر است از نقشهتان منصرف شوید، امّا قدمتان همیشه نزد ما مبارک خواهد بود آقای رینولدز»
همان نویسنده در ادامه مینویسد:
«... انگلیسیان از ادامه مذاکرات سرباز زدند تا این که عموزاده دیگری جای این عموی مرا گرفت… و ۳٪ مورد بحث همچنان باقی ماند و دگرگونی پیش نیامد تا در سال ۱۹۰۹ میلادی (۱۲۸۸ خورشیدی) که شرکت تازهای بنام «آنگلوپرشیان اُویل کمپانی» مؤسسه اولیه را تحویل گرفت. به این سبب بود که بسیاری از بختیاریها آنسان خصم انگلستان شدند».
«... مذاکرات سالیان درازی ادامه یافت تا این که در پایان ۱۹۲۰ (۱۲۹۹ خورشیدی) قراردادی تحمیل گردید که بنابر آن، «کمپانی نفت ایران و انگلیس» به مشارکت بختیاریها پایان داد و جز یک میلیون لیره برای سالهای جنگ، منبع بیشتری پرداخت نشد.»
گسترش و افول تولید
پس از کشف نفت، اکتشاف و استخراج بهسرعت گسترش یافت و شرکت نفت، شهری با ویژگیهای شهرهای صنعتی ساخت؛ تأسیسات، کارگاهها و خانههایی برای کارکنان خارجی و ایرانی. با استقرار خارجیان و امکانات ویژهٔ آنان، تفاوتهای طبقاتی آشکاری در شهر پدید آمد. «کمال اطهاری» روند تولید نفت و تحولات بعدی شهر را چنین نوشته است:
«تولید نفت برای صادرات با تمام خطوط لوله مسجدسلیمان به آبادان از ۱۹۱۲ آغاز شد. استخراج نفت که در این سال ۴۳ هزار تن بود تا آخر جنگ اول جهانی به سالیانه ۱ میلیون تن و تا ۱۹۲۵ میلادی به بیش از ۴ میلیون تن در سال رسید. مسجدسلیمان تا سال ۱۹۲۸ میلادی تنها منبع استخراج نفت ایران بود تا در این سال در میدان نفتی عظیم هفتگل نیز فوران نفت آغاز و مسجدسلیمان در تولید نفت از انحصار خارج شد. اما تولید در منطقه همچنان افزایش یافت بهطوریکه در سال ۱۳۱۴ ه.ش (۱۹۳۵میلادی) اوج تولید در سراسر بهرهبرداری (۱۲۷ هزار بشکه در روز) رسید.
بعد از اُفتی کوتاه در تولید نفت به علت ملی شدن این صنعت در ایران (۱۳۳۳–۱۳۳۰) بهدلیل برنامه شرکت نفت ایران و انگلیس و دولت انگلیس بار دیگر استخراج نفت افزون شد که تا سال ۱۳۴۵ کمابیش ثابت بود. اما از این سال به بعد تولید نفت به سرعت کاهش یافت و بعد از بسته شدن چاهها در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ تولید سالیانه آن به حدود تولید روزانه در گذشته محدود گشت.
دلیل کم شدن تولید نفت این بود که بعد از حدود ۷۰ سال بهرهبرداری مداوم ۹۸٪ از مقدار نفت قابل حصول به صورت طبیعی از منطقه استخراج شد و از آنجا که بهرهبرداری از سایر میدانهای نفتی بهویژه میدانهای نفتی مرزی از اولویت برخوردار گردید، استخراج نفت در مسجدسلیمان که میبایست با تزریق آب یا گاز انجام پذیرد و این خود نیز مشکلاتی را به دنبال دارد، متوقف شده بدین ترتیب دلیل اولیه ایجاد شهر مسجدسلیماناز میان رفت، امّا از میان این دلیل همانطور که خواهیم دید زندگی و پویائی شهر را از میان برنداشت، هرچندیک دوره آن را «فسرده» (DEPRESS) کرد.
شهر مسجدسلیمان از اوایل سده حاضر هجری نزدیک به ۴۰ هزار نفر بوده است که نسبت به آن زمان جمعیت بالائی است.»
دوران پهلوی و پس از آن
در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، صنعت نفت ایران به رهبری محمد مصدق و سید ابوالقاسم کاشانی ملی شد و کارکنان انگلیسی از ایران رفتند. در فروردین ۱۳۳۴، محمدرضا شاه پهلوی از تأسیسات نفتی مسجدسلیمان و چاه شماره یک بازدید کرد.
اقتصاد
مسجدسلیمان را میتوان نخستین شهر صنعتی ایران دانست؛ وجود نخستین چاه نفت خاورمیانه، نخستین پالایشگاه نفت خاورمیانه، نخستین کارخانهٔ گوگردسازی و نخستین نیروگاه برق گواه این مدعاست. این شهر هماکنون از قطبهای صنعتی ایران است و کارخانهها و واحدهای صنعتی زیر را در خود جای داده است:
کارخانهٔ سیمان کارون مسجدسلیمان
سد و نیروگاه مسجدسلیمان که در سال ۱۳۹۲ برای سومین سال پیاپی رتبهٔ نخست تولید برق را کسب کرد
شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مسجدسلیمان، یکی از پنج شرکت تابعهٔ مناطق نفتخیز جنوب که حوزهٔ فعالیتش از ایذه تا ایلام و خرمآباد میرسد
پالایشگاه گاز مسجدسلیمان
پتروشیمی مسجدسلیمان
کارخانجات تانکسازی شهید فرخنیا
کارخانجات آلومینیومسازی مسجدسلیمان
شهرک صنعتی با واحدهای کوچک تولید آرد، سوسیس، ماکارونی، صنایع پلاستیک، گونیبافی و…
نخستینهای ایران در مسجدسلیمان
ساختار شهری
معماری
برخی ساختمانهای مسجدسلیمان که در دورهٔ فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس ساخته شدند، سبک معماری انگلیسی دارند که بیشترشان در اثر گسترش و نوسازی شهر تخریب شدهاند. بخشهایی از شهر هنوز به نامهای انگلیسی آن دوره، مانند کمپ کرسنت، اسکاچ کرسنت و کمیک لب کرسنت (Chemic Lab)، شناخته میشوند.
محلهها
پهنهٔ مسجدسلیمان ناهموار و پر از پستی و بلندی است. شرکت نفت منازل و ادارات خود را در نقاط مناسبتر ساخت و به همین سبب محلههای شهر از هم فاصله داشتند. در سالهای اخیر به سبب رشد جمعیت و نبود نظارت کافی بر ساختوساز، فاصلهٔ میان محلهها کم شده و در بسیاری جاها به هم پیوستهاند.
نام بیشتر محلهها از نام چاههای نفت یا ادارات شرکت نفت گرفته شده است؛ مانند «نمرهیک» که از چاه شمارهٔ یک گرفته شده است. نام برخی محلهها از طایفههایی گرفته شده که نخستین بار در آنجا ساکن شدند، مانند مالجونکی؛ برخی نیز محل اقامت کارگرانی بوده که از شهرهای دیگر یا کشورهای دیگر آمده بودند، مانند لین اصفهانیها و لین هندیها.
محلههایی با وجه تسمیهٔ شناختهشده
سرمسجد (به سکون ر): به سبب آثار باستانی منسوب به سلیمان بر تپهای بالای آن (صفهٔ سرمسجد) چنین نامیده شد.
نمرهیک: مرکز شهر که به سبب وجود چاه شمارهٔ یک به این نام معروف شد و به سبب بازار و چاه شمارهٔ یک مهمترین محلهٔ اقتصادی شهر است.
کلگه: به سبب تپهٔ باستانی «کلگه زرین» یا کلگه زری چنین نامیده شده و از کهنترین محلههای شهر است.
بازار چشمهعلی (به سکون ه): در گذشته چشمهای به همین نام در این محله بود. بازارچهٔ قدیمی، چند مدرسهٔ قدیمی، شعبهٔ قدیمی بانک ملی، زبانکده، بهداری، کودکستان، باشگاه، پارک جنگلی و خانههای سازمانی نفت و ارتش آن را از امنترین و بهترین محلههای شهر کرده بود.
کولرشاپ (Cooler Shop): نام خود را از یکی از ادارات شرکت نفت (مرکز تعمیر وسایل سرمایشی) گرفته است.
ریلوی (Railway): به سبب وجود یکی از ایستگاههای قطار در این محله.
محلهٔ حسین قصاب (مال گندلیها): در دوران پهلوی به کوی کاوه مشهور بود و هنوز در قبضهای آب و برق این نام نوشته میشود.
لین هندیها: محل اقامت کارکنان هندی که اکنون بهکلی از میان رفته است.
سرکورهها (کوی شهید موسوی): به سبب معدن گچ و کورههای گچپزی.
پنج بنگله و هشت بنگله: بنگله به خانههای ویلایی لوکس کارمندان، بیشتر خارجی، شرکت نفت گفته میشد.
درهاشکفت (در گویش محلی دراشکفت): اشکفت در گویش بختیاری به معنای غار است.
سیبرنچ (C. Branch): به معنای بخش یا منطقهٔ C.
کمپ کرسنت (Camp Crescent)، اسکاچ کرسنت (Scotch Crescent) و کمیک لب کرسنت (Chemic Lab، محل آزمایشگاه شیمیایی نفت).
افرمبی: در این محله ادارهٔ تعمیرات راه و ساختمان با نام انگلیسی Field Road Maintenance and Building (F.R.M.B) وجود داشت که نام کوتاهشدهٔ آن در گویش محلی به «افرمبی» تبدیل شد.
مینآفیس (Main Office): ادارهٔ مرکزی شرکت نفت.
سبزآباد: بخشی از محلهٔ نمرهچهل در مرکز شهر که هنرستان شبانهروزی امیرکبیر (دانشسرای تربیت معلم پیشین) و کتابخانهٔ عمومی شهید بهنام محمدی در آن قرار دارد.
بیبییان: بنا بر روایتی به پاس خدمات پرستاری انگلیسی به نام یان، لقب «بیبی» به او داده شد و نامش بر این منطقه ماند؛ بسیاری از کارخانهها، پالایشگاهها و چاههای نفت (از جمله کارخانهٔ گوگرد) در آن فعال بودند.
تمبی (به کسر ت): از مناطق قدیمی در فاصلهٔ نسبتاً دور از شهر و در کنار رودخانهٔ فصلی به همین نام.
دیگر محلهها
هوانیروز، تلخاب، نفتک، باغ چشمهعلی، باشگاه سوارکاران، چهاربیشه، نصیرآباد، لین اصفهانیها، دره گلگیریها، مالجونکی، مال شنبه (کوی شهید لرستانی)، شاهنشین، مالکریم، نمرهدو، نمرههشت، نمره یازده، نمرهچهل، پانسیون خیام، نفتون، پشتبرج، باغ ملی، پشتکوه، درهخرسان، بازار شوشتریها، درهٔ سوکیاس، مرغآباد، شیخآباد، شالوآباد، لین فرهنگیان، مال بالا عیدی مختار، چهارراه خانعلی طاهری، خواجهآباد و نفتآباد.
گردشگری
آثار باستانی
صفهٔ سرمسجد: نیایشگاه سکویی باستانی که نام شهر از آن گرفته شده است (← وجه تسمیه).
صفهٔ بردنشانده: مجموعهای از صفه و پلکان سنگی در حدود ۱۸ کیلومتری شمال باختری شهر، از نیایشگاههای دوران الیمایی و اشکانی.
تپهٔ باستانی کلگه زرین: تپهای باستانی در کهنترین محلهٔ شهر که آثار، پیکرهها و سنگنبشتههای بسیاری در آن کشف شده است.
تپهٔ باستانی گلگیر: شهری باستانی در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب شهر.
جاذبههای مذهبی
قدمگاه امام رضا: زیارتگاهی در میان کوههای منطقهٔ تمبی که گفته میشود امام رضا هنگام ورود به ایران از آن گذشته است.
هفت شهیدان: آرامگاهی منسوب به خاندان پیامبر با معماری دوران قاجار.
سقاخانهٔ ابوالفضل: سقاخانهای قدیمی از دوران قاجار در محلهٔ کلگه، در کنار کاروانسرای قدیمی.
بیبی زهرا: در ۲ کیلومتری جنوب شهر، در بلوار محمدی و در مسیر تمبی.
بیبی بطولی: در ورودی شهر از مسیر اهواز.
امامزاده نبیالله: در کنار روستای تمبی چمفراخ.
آرامگاه شهدای گمنام: آرامگاه شهید ۱۳ سالهٔ دوران جنگ بهنام محمدی و شش شهید گمنام دیگر، در ورودی شهر.
موزهها
موزهٔ نفت مسجدسلیمان: در منطقهٔ بیبیان و در نخستین پالایشگاه نفت ایران و خاورمیانه، شامل آثار و وسایل دوران اکتشاف، حفاری و تولید نفت.
موزهٔ باستانشناسی مسجدسلیمان: در منطقهٔ کلگه و کنار تپهٔ باستانی کلگه زرین، دارای بخشهای باستانشناسی، گیاهان دارویی، زاگرس، مردمشناسی و کتابخانهٔ تخصصی.
مناطق گردشگری و طبیعی
منطقهٔ نمونهٔ گردشگری تاراز: دارای قلهای برفگیر و جنگلهای انبوه بلوط در مرز خوزستان و چهارمحال و بختیاری که در فصل سرد پذیرای علاقهمندان به ورزشهای زمستانی است.
روستای سوسن سرخاب: در ۱۰۰ کیلومتری شمال شهر و در دل کوهها و جنگلهای زاگرس، با رودخانهها، آبشارها و باغهای زیبا.
منطقهٔ حفاظتشدهٔ شیمبار: دشتی با تالابی بزرگ، تاکستانهای وحشی و آبشار بلند «آب شلا» که بهویژه در اواخر زمستان و نوروز پذیرای گردشگران است.
پارک جنگلی و سد تفریحی تمبی: در کنار رودخانهٔ تمبی؛ سد کوچک آن محل نخستین نیروگاه برق ایران و خاورمیانه بوده و دریاچهٔ پشت آن امکان قایقسواری و شنا دارد.
جزیره کوشک: در دریاچهٔ سد شهید عباسپور در بخش اندیکا، با حدود ۳۰۰ اتاق در ویلاهای آن.
چشمههای آب گرم گلگیر: چشمههای گوگردی که آبشان در زمستان نیز گرم است.
تنگهٔ لیموها: تنگهای پشت سد شهید عباسپور پر از درختان لیمو با غاری زیبا و چشمهای جوشان در انتهای آن.
چم آسیاب: در ۵ کیلومتری شهر در ابتدای جادهٔ اندیکا، با چشمه و آبشاری کوچک.
دیگر اماکن تفریحی و تاریخی
چاه نفت شمارهٔ یک: نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه.
باشگاه مرکزی: نخستین باشگاه تفریحی کشور که حدود ۱۹۱۹ (۱۲۹۸ خورشیدی) تأسیس شد.
مدرسهٔ انگلیسیها: در منطقهٔ هشت بنگله، محل تحصیل فرزندان کارکنان انگلیسی.
کلیسای ارمنیها نمره چهل: محل عبادت ارمنیان قدیمی ساکن مسجدسلیمان.
کلیسای قدیمی چشمهعلی: کلیسایی با قدمت بیش از صد سال.
گورستان خارجیها: آرامگاه خارجیان ساکن مسجدسلیمان از آغاز سدهٔ بیستم تا پیش از انقلاب.
گورستان ارمنیها مسجدسلیمان: در محلهٔ نفتون.
سینما
نخستین نمایش عمومی فیلم در ایران در این شهر انجام شد. مسجدسلیمان چهار سینمای قدیمی دارد:
سینمای باشگاه مرکزی: قدیمیترین سینمای کشور که اکنون تنها در مناسبتهای ویژه برای خانوادههای کارکنان شرکت نفت استفاده میشود.
سینما فرهنگ: ویژهٔ کارکنان آموزش و پرورش، در کانون پرورشی شهید رجایی در نمرهچهل.
سینما هلال: تنها سینمای عمومی شهر؛ پیش از انقلاب متعلق به پدر مهران عبدشاه (مهران آتش) بود.
سینما آلیپور: پس از انقلاب تعطیل شد.
هتلها و مراکز اقامتی
هتل جهانگردی: در پنج بنگله، روبهروی پارک شکوفهها.
هتل فرهیختگان: در ورودی شهر، زیر نظر دانشگاه آزاد اسلامی.
مهمانسرای والفجر: متعلق به شرکت نفت که در گذشته محل اقامت خاندان پهلوی در سفرهای زمستانی و نوروزی بود.
مهمانسراهای نفت ۱ و نفت ۲: متعلق به شرکت نفت؛ اولی در منطقهٔ گلف ویژهٔ بازیکنان تیم نفت مسجدسلیمان و دومی در چهارراه بهداری ویژهٔ مهمانان شرکت نفت.
ورزش
مسجدسلیمان، شهری پیشرو در ورزشهای گوناگون است. نخستین استخر شنا، زمین تنیس، میز پینگپنگ و بیلیارد ایران در این شهر به کار گرفته شد و نخستین زمین گلف ایران نیز در منطقهٔ بیبییان ساخته شد.
باشگاه فوتبال نفت مسجدسلیمان از تیمهای پرهوادار شهر است و ورزشگاه شهید بهنام محمدی ورزشگاه خانگی آن است. این تیم سابقهٔ حضور در لیگ برتر خلیج فارس را دارد و در فصل ۹۹–۱۳۹۸ با کسب رتبهٔ هشتم یکی از موفقترین عملکردهای خود را ثبت کرد.
در وزنهبرداری نیز مسجدسلیمان از دیرباز از قطبهای این رشته بوده و تیم نفت این شهر سالها عنوان قهرمانی ایران و آسیا را داشت. از وزنهبرداران نامدار این شهر میتوان به مهران و بهمن مطلق، امیری منگشتی (قهرمان و رکورددار آسیا)، پهلوان شمسی (هفت دوره قهرمان پیشکسوتان جهان) و نواب نصیرشلال (مدالآور المپیک ۲۰۱۲ لندن) اشاره کرد.
ترابری
مسجدسلیمان در ۱۲۵ کیلومتری اهواز، مرکز استان خوزستان، قرار دارد. جادهٔ ارتباطی این شهر با اهواز فرسوده و کمکیفیت است. این شهر از راه جادههای آسفالته به لالی، شوشتر، اندیکا، هفتکل، ایذه، باغملک و استان چهارمحال و بختیاری پیوسته است.
پایانهٔ مسافربری ولیعصر
در شمال شهر در منطقهٔ نفتک قرار دارد و جابهجایی مسافران با اتوبوس و سواری کرایه را انجام میدهد.
فرودگاه
شهر دارای فرودگاهی نظامی در شمال خاوری خود به نام فرودگاه شهید آسیایی است که نخستین فرودگاه کشور دانسته میشود. این فرودگاه در دوران جنگ ایران و عراق در خدمت هوانیروز بود و در بمبارانهای عراق آسیب دید. در سال ۱۳۸۷، همزمان با صدمین سالگرد کشف نفت، بازسازی آن با بودجهای ۶ میلیارد ریالی آغاز شد، اما هنوز برای پروازهای عمومی آماده نشده است.
راهآهن
نخستین راهآهن بینشهری ایران میان مسجدسلیمان و درخزینه در شوشتر برای حمل بار به کار میرفت و در دوران جنگ هشتساله از میان رفت.
شعر و ادبیات
مسجدسلیمان به سبب پیوند زودهنگام با جهان مدرن از راه صنعت، در هنر و ادبیات معاصر ایران نیز اثرگذار بوده است؛ از جمله در ادبیات داستانی کارگری با داستانهای منوچهر شفیانی و دیگر نویسندگان مسجدسلیمانی، و در شعر نو با شاعران سبک شعر ناب همچون هوشنگ چالنگی و هرمز علیپور.