پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است»
«خر را گم کرده پی نعلش میگرده»
«خر، رو به طویله تند میره»
«خرس، تخم میکنه یا بچه ؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد»
«خرس در کوه، بو علی سیناست»
«خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش»
«خر سواری را حساب نمیکنه»
«خر، سی شاهی ، پالون دو زار»
«خر کریم را نعل کردن»
«خر که جو دید، کاه نمیخوره»
«خر، که علف دید گردن دراز میکنه»
«خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ میاره»
«خر لخت راپالانشو بر نمیدارند»
«خر ما از کرگی دم نداشت»
«خر ناخنکی صاحب سلیقه میشود»
«خروار نمکه، مثقال هم نمکه»
«خر وامانده معطل چشه»
«خروسی را که شغال صبح میبره ، بگذار سر شب ببره»
«خر، همان خره پالانش عوض شده»
«خریت ارث نیست بهره خداداده س»
«خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید»
«خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت»
«خواب پاسبان، چراغ دزده»
«خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر و چشم»
«خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه»
«خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد»
«خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو»
«خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده»
«خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگه میداره»
«خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنر مندی»