پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«آش نخورده و دهن سوخته»
«آفتابه خرج لحیمه»
«آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی»
«آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه»
«آمدم ثواب کنم، کباب شدم»
«آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد»
«آنانکه غنی ترند، محتاج ترند»
«آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد»
«آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه»
«آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه»
«آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه»
«آنقدر مار خورده تا افعی شده»
«آن ممه را لولو برد»
«آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود»
«آواز دهل شنیده از دور خوشه»
«ارزان خری، انبان خری»
«از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم»
«آب از دستش نمیچکه»
«از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره»
«از این امامزاده کسی معجز نمی بینه»
«از این دم بریده هر چی بگی بر میاد»
«از این ستون بآن ستون فرجه»
«از بی کفنی زنده ایم»
«با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه»
«از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنی ترند محتاج ترند»
«از تو حرکت، از خدا برکت»
«از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است»
«از خر افتاده، خرما پیدا کرده»
«یه مو از خرس کندن ، غنیمته»
«از خر میپرسی چهارشنبه کیه»