پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی»
«قربون چشمهای بادومیت :: - ننه من بادوم می خوام»
«قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو»
«قسمت را باور کنم یا دم خروس را»
«قسم نخور که باور کردم»
«قلم ، دست دشمنه»
«قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید»
«قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند»
«کاچی بهتر از هیچی است»
«کار از محکم کاری عیب نمیکنه»
«کار بوزینه نیست نجاری»
«کار کردن خر و خوردن یابو»
«کارد، دسته خودشو نمی بره»
«کار نباشه زرنگه»
«کار، نشد نداره»
«کار هر بز نیست خرمن کوفتن --- گاو نر میخواهد و مرد کهن»
«کاری بکن بهر ثواب - نه سیخ بسوزه نه کباب»
«کاسه گرمتر از آش»
«کاسه جائی رود که پس آید تغار»
«کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده»
«کاشکی را کاشتند سبز نشد»
«کاشکی ننم زنده میشد - این دورانم دیده میشد»
«کافر همه را بکیش خود پندارد»
«کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته»
«کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده»
«کاه پیش سگ، استخوان پیش خر»
«کاه را در چشم مردم می بینه کوه را در چشم خودش نمی بینه»
«کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد»
«کباب پخته نگردد مگر به گردیدن»
«کبکش خروس میخونه»