۱٬۰۰۱ ضربالمثل
ضربالمثلها
حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.
«بالا بالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست»
«بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم»
«با مردم زمانه سلامی و والسلام»
«تا گفتی غلام توام، میفروشنت»
«با نردبان به آسمون نمیشه رفت»
«با همین پر و پاچین، میخواهی بری چین و ماچین»
«باید گذاشت در کوزه آبش را خورد»
«با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت»
«با یک گل بهار نمیشه»
«به اشتهای مردم نمیشود نان خورد»
«به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ»
«بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد»
«بچه سر پیری زنگوله پای تابوته»
«بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد»
«بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه»
«بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید»
«به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش»
«بدعای گربه کوره بارون نمیاد»
«بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه»
«برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند»
«برادر پشت ، برادر زاده هم پشت»
«خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش»
«برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار»
«برای کسی بمیر که برات تب کنه»
«برای همه مادره، برای ما زن بابا»
«برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند»
«برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه»
«بر عکس نهند نام زنگی کافور»
«به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم»
«بزبون خوش مار از سوراخ در میاد»